تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٩٣ - تفسير ابيات
كورانه مى نمايد ، مى افتيم و بر مى خيزيم .
به همين دليل است كه حركات و سكنات ما در اين جادهء ترسيم شدهء ماشينى ناخود آگاه بيش از آن كه به خود ما مستند بوده باشد ، بعوامل طبيعى و عوامل انسانى ديگر كه با ما در حال ارتباطند ، وابستگى دارد .
تفسير ابيات پديده پديدهء علم براى شخصيت انسانى مانند دو بال است كه او را بپرواز در عرصهء واقعيات در مى آورد ، در حالى كه ظن و گمان تنها يك بال به وجود مى آورد كه براى پرواز ناقص است . آن پرندهاى كه يك بال دارد ، اگر بخواهد بپرواز در آيد ، حركت كردنش همان و سر نگون افتادنش همان ، باز ممكن است دو گامى با فشار آوردن به خود بر خيزد ولى دو باره خواهد افتاد .
بدينسان آن مرغ بىنوا به اميد وصول به آشيان مى خزد و بر زمين مى افتد ، و جاى شگفتى است كه نام آن را هم پرواز مى گذارد .
در آن هنگام كه آدمى از گمان رهايى مى يابد و به نعمت علم دست مى يابد ، مانند آن پرنده مى شود كه دو بال پيدا كرده است .
پس از آن با اعتدال روانى روى جادهء مستقيم ، نه سر نگون و بيمار ، به راه مى افتد . او مانند فرشتهء بزرگ ( جبرئيل ) مى شود كه بدون مگر و گمان و اگر و اما و قال و قيل پرواز مى كند . آن چنان كه استغناء و استقلال شخصيت به دست مى آورد كه اگر همهء اهل عالم جمع شوند و بگويند : آفرين ، فقط تويى كه سالك راه خدا و دين معتدل هستى ، اين تحسين و تمجيد او را در كارى كه مى كند ، گرمتر نساخته و به اشتياقش نمى افزايد .
جان مستغنى او با گفتارهاى تحسين آميز عالميان تغييرى پيدا نمى كند . بالعكس ، اگر همهء عالميان تقبيحش كنند و بگويند : تو گمراهى كه خودت را كوه