تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٤٤ - نوع سوم - زمينه هاى عارضى و ثانوى حيات
يا عادت ) بدى است ، نوشتهاند . ما خود اين مقاله و بررسى و انتقاد آن را پس از مباحث مربوط به فلسفه و هدف حيات متذكر خواهيم گشت .
اين مقاله در مجلهء تايم مورخ ١٣ مارس ١٩٧٢ در صفحات ٢٧ تا ٣٠ ثبت شده است .
٧ - گروه ديگر مفهومى از حيات كلى را از جريانات درهم و برهم و بىپايهء زندگى انسانها انتزاع نموده ، فلسفه و هدف آن را پرسند ، اينان به بىاساس بودن زندگى افراد مى نگرند و كارى با متن حيات خويش ندارند ، اگر هم خودشان داراى شرايطى بوده باشند كه بتوانند فلسفه و هدف حيات خويش را به دست بياورند آن شرايط را مورد توجه قرار نمى دهند و حيات خود را هم از كيفيت زندگى ديگران و دعاوى آنان در بارهء حيات ، عكس بردارى نموده و مفهوم كلى حيات را به بىهدفى و پوچى محكوم مى سازند .
افراد اين گروه اغلب جوانان هستند كه به طور طبيعى اگر بينديشند اولا در حيات ديگران به انديشه فرو مى روند ، در صورتى كه ميانسالان و كهنسالان اغلب با گذشت روزگاران خود را در مى يابند ، لذا اولا به حيات خود مى انديشند و سپس به حيات ديگران .
به هر حال مى توان گفت : اكثر جوانان يك جامعهء فرو رفته در زندگى بىهدف اگر در بارهء حيات بينديشند ، طرز تفكر آنان موضوع حيات را بىاصل و بىهدف مى نماياند . اين گروه در دوران ما اكثريت قابل توجهى دارد .
بدان جهت كه قدرت تحليل منطقى موضوعات به عناصر اساسى و پديده هاى ثانوى و عارضى ، اغلب در مغز جوانان به حد نصاب نمى رسد ، مخصوصا در روزگار ما كه انديشه و تفكر عميق و همه جانبه بسيار كم شده است ، لذا اينان مه آلود شدن حيات را به وسيلهء پديده هاى ثانوى و عارضى ، به پوچى و بىهدفى زندگى تفسير مى كنند . [١] گروه هاى هفتگانه كه براى تحقيق و تصفيه سؤال از زندگى و هدف آن مورد
[١] در مباحث آينده در بارهء عنصر اساسى و پديده هاى ثانوى حيات و معناى مه آلود شدن حيات را به وسيلهء پديده هاى ثانوى توضيح خواهيم داد . .