تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٠١ - انكار كردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقى و پريدن ايشان و ناپديد شدن در پردهء غيب و حيران شدن دقوقى كه بر هوا رفتند يا بر زمين
آيه
آيا دعا براى به دست آوردن مقصود ، اعتراض بر خداوند مختار مطلق است ؟ اين مسئله را به دو نوع مى توان مطرح كرد :
((٢٣٠١)) اى دقوقى با دو چشم همچو جو هين مبر اميد و ايشان را بجو
((٢٣٠٢)) هين بجو كه ركن دولت جستن است هر گشادى در دل اندر بستن است
((٢٣٠٣)) از همه كار جهان پرداخته كووكو مى گو به جان چون فاخته
((٢٣٠٤)) نيك بنگر اندر اين اى محتجب كه دعا را بست حق بر استجب
((٢٣٠٥)) هر كه را دل پاك شد از اعتدال آن دعايش مى رود تا ذو الجلال
آيه « وَقالَ رَبُّكُمُ اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ٤٠ : ٦٠ » (١) ( خداى شما فرموده است ، مرا بخوانيد ، دعاى شما را مستجاب خواهم كرد . )
((٢٢٨٧)) او فضولى بوده است از انقباض كرد بر مختار مطلق اعتراض
آيا دعا براى به دست آوردن مقصود ، اعتراض بر خداوند مختار مطلق است ؟ اين مسئله را به دو نوع مى توان مطرح كرد :
نوع يكم - دعا و نيايش براى آوردن مقصود است كه ضمنا تكليفى هم براى خداوند معين كند ، اين گونه مسئلت و تقاضا را نمى توان دعا ناميد ، بلكه نوعى از عدم رضايت و اعتراض است كه نه تنها مطلوبيت ندارد ، بلكه قسمى از فضولى كردن است كه شايستهء يك انسان خردمند نيست .
نوع دوم - خواهش و تمناى وصول به مراد است ، بدون اين كه قيافهء تعيين تكليف به خود بگيرد و خلاف مشيت خداوندى را مطالبه كند ، بلكه با توجه به اين كه قدرت مطلقهء خداوندى در متعين ساختن پيش آمد ناگوار براى دعا كننده منحصر نمى شود و خداوند مى تواند وضع روانى نيايشگر و واحدهاى سيستم حوادثى را كه به او روى آورده
(١) سوره المؤمن ، آيهء ٦٠ . .