تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٦ - دگرگونىهاى دل
[ پيامبر اكرم ص ] به طور فراوان در حال نيايش مى گفت : اى دگرگون كنندهء دلها ، دلم را در دينت ثابت قدم فرما ، يارانش گفتند : يا رسول الله مگر تو هم مى ترسى ؟ فرمود : چه چيز است كه مرا تامين كند در حالى كه قلب ميان دو انگشت خداست ، هر طور كه بخواهد آن را تغيير مى دهد و دگرگون مى سازد ، ( در لفظ ديگر فرمود : ) اگر بخواهد قلب را در وضع مطلوب خود نگه مى دارد و اگر بخواهد آن را منحرف بسازد ، مى لغزاند ) .
« مثل القلب كالقدر إذا استجمعت غليانا » . [١] ( مثل قلب در دگرگونىهايش مانند ديگ در حال جوش است . )
هر زمان دل را دگر ميلى دهم هر نفس بر دل دگر داغى نهم
((١٦٤٤)) هر زمان دل را دگر رائى بود آن نه از وى ليك از جايى بود
دگرگونىهاى دل تصورات گوناگون يكى پس از ديگرى لحظاتى فضاى دل را اشغال مى كنند و سپس راه خود را پيش مى گيرند ، اين تصورات هر يك مانند سنگها و چوبهايى است كه به حوض دل مى فتد و موجى مناسب خود پديد مى آورد . تصديقات متنوع يك بيك از راه مى رسند ، هر يك جنبش و حركتى در دل ايجاد مى كنند و مثبت و منفى و پذيرش و امتناعى مناسب خود را نمودار مى سازند و مى روند .
نوبت تجسيمات مى رسد ، قلب برده مى شود ، آقاى مطلق مى گردد ، ظالم مى شود ، مظلوم بىنوا مى گردد ، شاديهاى خالص ، شاديهاى مخلوط ، موقت و زود گذر و طولانى و اندوههاى خالص و مخلوط و موقت و زود گذر و طولانى ، خوش بينىها ، بد بينى ، خنده ها
[١] محجة العلماء ، فيض كاشانى ، ج ٥ ، ص ٨٢ نقل از احمد . .