تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٨٤ - دويدن گاو در خانهء آن دعا كننده به الحاح ، قال النَّبىّ صلى الله عليه و آله ان الله يحب الملحين فى الدعا ، زيرا همين خواست از حق تعالى و الحاح خواهنده را به است از آن چه مى خواهد آن را از وى و عذر گفتن ناظم يعنى مولوى و مدد خاستن او
آيه
توضيح :
و ان همى گويد كه اين را چه خبر جنگشان افكند يزدان از قدر گوهر هر يك هويدا مى كند جنس از ناجنس پيدا مى كند قهر را از لطف داند هر كسى خواه نادان خواه دانا يا خسى ليك لطفى گشته در قهرى نهان يا كه قهرى در دل لطفى روان كم كسى داند مگر ربانئى كش بود در دل محكّ جانيى باقيان زين دو گمانى مى برند سوى لانهء خود به يك پر مى پرند
آيه « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ ١٧ : ٤٤ . » [١] ( هيچ چيزى نيست مگر اين كه تسبيح و حمد او را مى گويد ، ولى شما تسبيح آنها را نمى فهميد ) .
« يا أَيُّهَا اَلْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ ٧٤ : ١ - ٢ . » [٢] ( اى آن كه خود را پوشانيدهاى ، بر خيز و به مردم انذار ( تهديد و تبليغ كن ) توضيح :
با نظر به مضمون بيت استشهاد به آيهء فوق چندان روشن به نظر نمى رسد زيرا خطاب قيام كه به طور مستقيم متوجه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله شده است ، قيام به بيان حقيقت بوده و حقيقت نمى تواند در ميان مكاتب سر در گم مجهول و ابهام انگيز بماند .
اى تقاضا گر درون همچون جنين چون تقاضا مى كنى اتمام اين سهل گردان ره نما توفيق ده يا تقاضا را بهل بر ما منه چون ز مفلس زر تقاضا مى كنى زر ببخشش در سِر اى شاه غنى
جلال الدين با اين ابيات شروع به مناجات مى كند و مى گويد :
اى خداوند بزرگ ، تو كه از درون ما تقاضا مى كنى كه حقايق را در يابد و آنها را اتمام و ابراز نمايد مانند جنين كه ولادت او را خواستهاى ، امر را بر ما آسان
[١] سوره الإسراء ، آيهء ٤٤ . .
[٢] سوره المدثر ، آيهء ١ و ٢ . .