تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٢ - ٣٢ - عقل را قربانى عشق الهى نماييد
صورت سوم
٣٥ - براى اين كه هر عقلى حاكمى است كه مى تواند در آن تصرف كند .
تعبيه شده كه در آن روز معين در مقابل آن رويدادهاى مشخص نخواهد توانست به فعاليتهاى عادى و طبيعى خود موفق شود .
صورت سوم - دخالت قضاى الهى در جريان موجودات عبارت ديگرى از تسلط و سيطره و نظارت دائمى و استمرارى خداوند به جريان موجودات است ، به طورى كه هر يك از موجودات اعم از انسانى و طبيعى در هر لحظه خواص و لوازم خود را از خدا دريافت مى كند ، مانند جريان فوتونهاى نور و ريزش آن به لامپ برق كه يك جريان استمرارى بوده و با كوچكترين ارادهء متصدى ماشين مولد برق از ريزش فوتونها جلوگيرى مى شود .
معناى قضاى الهى بهر تقدير كه مورد پذيرش بوده باشد ، با موضوع شخصيت و مسئوليت آدمى كوچكترين منافاتى ندارد ، زيرا مسئوليت لامپ برق ( اگر قابل مسئوليت بود ) به همان اندازهء ريزش فوتون و جريان الكتريسيته و مقتضيات مجراى آن مى باشد .
٣٥ - براى اين كه هر عقلى حاكمى است كه مى تواند در آن تصرف كند .
هست پنهان حاكمى بر هر خرد هر كه را خواهد به فن از خود برد [١] صورت آيد چون لباس و چون عصا جز به عقل و جان نجنبد نقشها بىخبر بود او كه آن عقل و فؤاد بىز تقليب خدا باشد جماد يك زمان از وى عنايت بر كند عقل زيرك ابلهىها مى كند [٢] اى كه خاك تيره را تو جان دهى عقل و حس و روزى و ايمان دهى باز سوى عقل و تمييزات خويش باز سوى خارج اين پنج و شش نعمت حق را به جان و عقل ده نى به طبع پر ز حير پر گره [٣] ذرّهاى از عقل و هوش ار با من است اين چه سودا و پريشان گفتن است
[١] دفتر ششم ، ص ٤١٠ بيت ٢٠ . .
[٢] دفتر چهارم ، ص ٢٧٥ بيت ٣٣ و ٤٤ و ٤٥ . .
[٣] دفتر پنجم ، ص ٢٩١ بيت ٦٥ و ص ٢٩٢ بيت ١٠ و ص ٢٩٧ بيت ٤ . .