تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٨ - ٣١ - عقل كه در اصول مقلد است ، در فروع بطريق اولى مقلد خواهد بود
در زمان هيزم شد آن اغصان زر مست شد در كار او عقل و نظر [١] پس يقين در عقل هر داننده هست اين كه با جنبنده جنباننده هست [٢]
٣١ - عقل كه در اصول مقلد است ، در فروع بطريق اولى مقلد خواهد بود .
چون مقلد بود عقل اندر اصول دان مقلد در فروعش اى فضول [٣]
شايد بعضىها گمان كنند چطور ممكن است عقل در اصول به جاى نظر و انديشه و استنباط مقلد باشد ؟ مى گوييم : نه تنها چنين چيزى امكان دارد ، بلكه متأسفانه اغلب عقلاى عالم در تعقل و انديشه آگاهانه يا ناآگاهانه تحت تاثير ظريفى از ديگران انديشند و شمارهء آنان كه حقيقتاً منبع تعقل و انديشهء خود را جوشانيدهاند به طورى كه بتوان گفت : آنان واقعا خودشان هستند ، در هر دورهاى انگشت شمار بوده است .
به قول ويكتور هوگو : اين ضعف باصرهء ماست كه به همه جا مى نگريم ، قهرمان مى بينيم و گله گله عاقل مشاهده مى كنيم .
هر چه كه رشد عقلانى يك فرد اوج بگيرد ، خطر سقوطش در تقليد مخفيانه بيشتر و شديدتر مى گردد . او در ظاهر ممكن است دم از دليل و برهان بزند ، ولى اگر وضع عقلانى چنين اشخاص را دقيقا مورد بررسى قرار بدهيد ، خواهيد ديد : بدون اين كه متوجه باشند ، مطالبى از شخصيتهاى بزرگ آنان را به خود جلب كرده ، سپس شرايط ذهنى و تمايلاتشان آن مطالب را تقويت نموده بصورت مطالب اثبات شدهء عقلانى و منطقى جلوه داده است . حتى ما نمى توانيم : در مضمون آن جمله كه هگل مى گويد : من فلسفه هاى گذشتگان را مى پذيرم ، نهايت امر آنها را تنظيم و باور مى سازم ، تعقل خود هگل چقدر تأثير داشته است ؟ اگر آن فلسفه ها گفته نمى شد ، مثلًا هراكليد وجود نداشت ، كتابهاى فلسفى ارسطو را موريانه خورده بود و به جاى كليسا ، با معابد بودا
[١] دفتر چهارم ، ص ٢٢٧ بيت ٥٣ . .
[٢] دفتر چهارم ، ص ٢١٨ بيت ٣٣ . .
[٣] دفتر ششم ، ص ٣٦٨ بيت ٤٢ . .