تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٩ - ٣٢ - عقل را قربانى عشق الهى نماييد
يا مساجد اسلامى روبرو مى گشت ، باز همان هگل بود كه امروز مى شناسيم ؟ .
اما تقليد در فروع كه بملاك دانش تخصصى به وجود آمده است ، جاى اعتراض نيست .
و اين مطلب از همان اصل رجوع نادان به دانا سر چشمه مى گيرد كه امروزه تقريبا در همهء قلمروهاى علمى و صنعتى و اخلاقى رايج است .
اما با اين حال بايد بدانيم كه اين عقل حقيقى نيست كه انسان را وادار به تقليد مى كند ، بله تقليد ناشى از ناتوانى از مديريت خود است .
٣٢ - عقل را قربانى عشق الهى نماييد .
گر چه عقلت سوى بالا مى پرد مرغ تقليدت به پستى مى چرد [١] عقل قربان كن به پيش مصطفى حسبى الله گو كه الله كفى عقل را قربان كن اندر عشق دوست عقلها بارى از آن سويست كاوست [٢] عشر امثالت دهد تا هفت صد گر ببازى عقل در عشق صمد [٣]
در آن هنگام كه عقل را ارزيابى كنى ، خواهى ديد ، بدان جهت كه عقل شعاعى از پرتو لا يزال الهى است ، شوق و عشق فراوانى به باز گشت به سوى آن پرتو دارد . اين خود طبيعى ما است كه عقل را در قلمرو ماده و ماديات ميخكوب مى كند و قيافهء اصلى او را چنان عوض مى كند كه انسان مى پندارد : عقل به طور كلى وسيلهء سود جويى و تنازع در بقا و حيله پردازى براى باز كردن موقعيت خود طبيعى در زندگانى است .
معناى قربانى كردن عقل در عشق الهى آن نيست كه عقل را از دست بدهيم ، بلكه به جهت تقوى و واقع بينى ، نورانيتى به دست بياوريم كه قيافهء اصلى و الهى عقل را به ما نشان بدهد .
[١] دفتر دوم ، ص ١١٤ بيت ٩٠ . .
[٢] دفتر چهارم ، ص ٢٣٨ بيت ٣٨ و ٥٥ . .
[٣] دفتر چهارم ، ص ٣٣٣ بيت ٥٩ . .