تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦ - منتخباتى از كتاب جنايات و مكافات تاليف داستايوسكى
صحنه ها و حوادث به حدى با حقيقت نزديكند و جزئيات به اندازهاى دقيق و چنان ترتيب شگفت آورى را نشان مى دهند كه بينندهء رويا هنرمندى چون پوشكين يا تورگنيف هم باشد در حال بيدارى نخواهد توانست چنان صحنه هايى را ايجاد نمايد .
اين نوع رؤياها كه ناشى از ناخوشى هستند - مدتى طولانى بياد مى مانند و بطرز موثرى بكالبد عليل شخص آسيب مى رسانند . [١] - دوست من ، طبيعت را بايد تربيت و تصحيح كرد ، در غير اين صورت انسان در عقايد باطل و خرافات باقى خواهد ماند ، اگر اين كار را نكنيم يك مرد بزرگ هم به وجود نخواهد آمد ، همه كس از وظيفه و وجدان سخن مى گويد من مخالف اين كلمات نيستم اما منظور من از اين كلمات چيست ؟ گوش كن يك پرسش ديگر دارم . [٢] به عقيدهء او مهمترين دليل كشف جرم كمتر مربوط بعدم امكان پنهان ساختن جنايت بود تا به شخصيت تبه كار ، بيشتر اوقات جنايت كار در لحظهء انجام تبه كارى دچار ضعف اراده و قدرت مى شود ، از اين جهت گيجى بچه گانهاى از او سر زده و هنگامى كه توجه و احتياط بيش از هر وقت ديگر برايش لازم است سبك مغزى نشان مى دهد .
راسكلينكوف اين فقدان قوه قياس و ضعف اراده را مربوط بكسالتى مى دانست كه كم كم ترقى كرده و اندكى پيش از ارتكاب تبه كارى بحد اعلاى خود رسيده و هنگام ارتكاب و پس از آن هم مدتى باقى مى ماند ، ( طول اين مدت در اشخاص متفاوت است ) سپس مانند تمام ناخوشيهاى ديگر از بين مى رود . او مى خواست اين نكته را روشن كند كه آيا ناخوشى سبب تبه كارى است يا اين كه همراه جنايت كسالتى عارض مى شود ؟ اما جوان هنوز خود را قادر بحل اين مسئله نمى دانست . [٣]
[١] جنايات و مكافات ص ٤٧ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٥٥ .
[٣] همان مأخذ ، ص ٥٩ . .