تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٦ - ٢٣ - عقل آدمى كه با ايمان اشباع شده است ، مى تواند غرايز و هوى و هوس را مهار كند
٢٤ - هر اندازه كه خود طبيعى تقويت پيدا كند ، عقل ضعيفتر مى گردد .
٢٥ - عقل جزيى را به بازار سوداگرى عرضه نكنيد ، زيرا عقل جزيى قابل فروش است .
٢٤ - هر اندازه كه خود طبيعى تقويت پيدا كند ، عقل ضعيفتر مى گردد .
حرفهاى خط او كژ مژ بود مزمن عقل است اگر تن مى دود پاى پير از سرعت ار چه باز ماند يافت عقل او دو پر بر اوج راند [١] عقل سر تيز است لكن پاى سست ز انكه دل ويران شده است و تن درست [٢]
١ - آرى چنين است قانون هميشگى موجود انسانى ، مادامى كه كالبد مادى آدمى در راه هوس و اشباع غرايز در جنبش و فعاليت است ، عقل بىنوا در گوشهاى از مغز زمين گير مى شود و روز بروز ضعيفتر مى گردد ، آن گاه آدمى با چشم باز و زبان گويا كور و كر و لال مى شود .
٢ - در دنيا چه بسا افراد سالخورده هستند كه گذشت ساليان عمر پاهاى آنها را سست نموده ، آنان را از حركت طبيعى باز داشته است ، اما عقل آنان در اوج كمالات انسانى در پرواز است .
٣ - عقل آدمى قدرت شگرفى براى حركت در عرصهء كمالات دارد ، اما در آن هنگام كه دل آدمى ويران گشت ، در حقيقت پا و پر و بال عقل بريده شده است ، كجا برود ؟ و چگونه به پرواز در آيد ؟
٢٥ - عقل جزيى را به بازار سوداگرى عرضه نكنيد ، زيرا عقل جزيى قابل فروش است .
عقل و ايمان را از اين قوم جهول مى خرد با ملك دنيا ديو غول [٣]
شايد براى بعضى از ساده لوحان مضمون بيت فوق خنده آور جلوه كند و بگويد : چطور مى شود كه عقل و ايمان قابل خريد و فروش بوده باشد ؟ اگر اينان يك انديشهء
[١] دفتر چهارم ، ص ٢٤٨ ، بيت ٥٢ و ٥٣ . .
[٢] دفتر ششم ، ص ٣٥٣ بيت ٦٠ . .
[٣] دفتر ششم ، ص ٣٦٧ بيت ٢٩ . .