تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٤٩ - تفسير ابيات
شدن آن هفت شمع بر مثال يك شمع
روايت
تفسير ابيات
شدن آن هفت شمع بر مثال يك شمع
((١٩٩١)) باز مى ديدم كه مى شد هفت ، يك نور او بشكافتى جيب فلك
((١٩٩٢)) باز آن يك بار ديگر هفت شد مستى و حيرانى من زفت شد
((١٩٩٣)) انفعالاتى ميان شمعها كه نيايد بر زبان و گفت ما
((١٩٩٤)) آن كه يك ديده كند ادراك آن سالها نتوان نمودن از زبان
((١٩٩٥)) آن كه يك دم بيندش ادراك و هوش سالها نتوان شنيدن آن بكوش
((١٩٩٦)) چون كه پايانى ندارد رو اليك ز انكه لا احصى ثناء ما عليك
((١٩٩٧)) پيشتر رفتم دوان كان شمعها تا چه چيز است از نشان كبريا
((١٩٩٩)) مى شدم مدهوش و بىعقل اندر اين اوفتادم بر سر خاك زمين
((٢٠٠٠)) باز با هوش آمدم برخاستم در روش گويى نه سر نه پاستم
روايت « عن النَّبىّ صلى الله عليه و آله اللَّهم انى اعوذ بك برضاك من سخطك و بمعافاتك عن عقوبتك و اعوذ بك منك لا احصى ثناء عليك أنت كما اثنيت عليك . » (١) اين نيايش از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است ) : پروردگارا ، از غضب تو برضايت و به عفو تو از عذابت پناه مى برم ، من از تو به خود تو پناهنده مى شوم ، سپاس تو را نمى توانم بگذارم ، تو آن چنان هستى كه خودت ثناى خود را فرمودهاى . ) تفسير ابيات ناگهان ديدم آن هفت شمع بيك شمع بسيار نورانى مبدل گشت و روشنايىاش دامان و گريبان فضاها را مى شكافت دو باره همان يك شمع هفت شمع شد و بر مستى و تحير
(١) پاورقى مثنوى موسى نثرى و رمضانى و از مسند احمد بن حنبل ، ج ١ ص ٩٦ و جامع الصغير ج ١ ، ص ٢٢٠ . .