تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٢٧ - تفسير ابيات
دوم بار به وهم افكندن كودكان استاد را كه او را از قرآن خواندن ما درد سر افزايد
تفسير ابيات
دوم بار به وهم افكندن كودكان استاد را كه او را از قرآن خواندن ما درد سر افزايد
((١٥٨٦)) گفت آن كودك كه اى قوم پسند درس خوانيد و كنيد آوا بلند
((١٥٨٧)) چون همى خواندند گفت اى كودكان بانگ ما استاد را دارد زيان
((١٥٨٨)) درد سر افزايد استا را ز بانگ ارزد اين كو درد يابد بهر دانگ
((١٥٨٩)) گفت استا : راست مى گويد رويد دور بادا از تو رنجورى و بيم
((١٥٩١)) پس برون جستند سوى خانه ها همچو مرغان در هواى دانه ها
تفسير ابيات آن كودك هشيار كه بنيان گذار اصلى اين نقشه ها بود ، آهسته به بچه ها گفت : بچه ها درسهايتان را با آواز بلند بخوانيد ، آنها هم اطاعت كرده جيغ و داد راه انداختند .
كودك كار گردان گفت : بچه ها ، استاد ما بيمار است اين داد و فرياد ما براى او زيان دارد ، يك دانگ ناچيز از درس ارزش آن را ندارد كه ما استاد را ناراحت كنيم .
استاد گفت : آفرين راست مى گويد ، درد سرم بيشتر شد ، بر خيزيد و بيرون برويد [ كودكان به آرزوى خويش رسيده ] در مقابل استاد خضوع كرده و در حالى كه آمادهء رفتن بودند ، گفتند : استاد ، خدا اين رنجورى و بيم را از تو دور گرداناد [ بجاى اين كه آهسته بسوى خانه ها بروند ] از محضر استاد چنان با اشتياق بر جستند و راه افتادند كه گويى پرندگان گرسنه بسوى دانه ها به پرواز در آمدهاند .