تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٧٦ - حيات در افق قرآن
« . . . لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا وَيَحِقَّ اَلْقَوْلُ عَلَى اَلْكافِرِينَ ٣٦ : ٧٠ » . [١] ( . . . تا آنان را كه زنده هستند انذار و تبليغ نمايد و امر عذاب الهى بر كفار تثبيت گردد ) .
پس كسانى كه آمادهء پذيرش ابلاغ پيامبران و عقل و وجدان پاك هستند ، از همين دنيا زندگى واقعى را شروع كردهاند .
اين زندگانى است كه مى تواند فلسفه و هدف قانع كنندهاى داشته باشد ، نه زندگى خالى ناچيز كه محصول ظريف ماده ولى غوطه ور در آن است .
« مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّه حَياةً طَيِّبَةً ١٦ : ٩٧ » [٢] ( هر كس از مرد و زن عمل نكو را با ايمان به جاى آورد با حيات پاكيزهاى او را زنده خواهيم داشت ) .
« لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ ٨ : ٤٢ » . [٣] ( آزمايشهاى خداوندى براى آن است كه آنان كه در اين زندگانى هلاك مى شوند از روى دليل هلاك شوند و آنان كه به زندگى مى رسند از روى دليل و بينه بوده باشد ) مسلم است كه مقصود از هلاكت و زندگى به معناى طبيعى آن نيست ( مرگ و زندگى ) بلكه همان حيات پوچ و حيات حقيقى است كه در همين زندگانى با اتخاذ روش خود انسان تعيين مى گردد .
« أَ وَمَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناه وَجَعَلْنا لَه نُوراً يَمْشِي بِه فِي اَلنَّاسِ كَمَنْ مَثَلُه فِي اَلظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها ٦ : ١٢٢ » . [٤] ( آيا كسى كه مرده بود آن را زنده كرده و براى او نورى قرار داديم كه به وسيلهء
[١] سوره يس ، آيهء ٧٠ . .
[٢] سوره النحل ، آيهء ٩٧ . .
[٣] سوره الانفال ، آيهء ٤٢ . .
[٤] سوره الانعام ، آيهء ١٢٢ . .