تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢ - مناجات
منحصر نمى كند ، بلكه آن اشباح و سايه ها ، جنونى در او به وجود مى آورد كه تمام لحظات زندگيش در حال خودكشى ، در عين حال محروم از آرامش مرگ سپرى مى گردد .
كردگارا ، آتش در دودمان آن نابخردان هوى پرست شعله ور بساز كه براى شهوات و برترى جويىها و ثروت پرستىها و كامكارىهاى زود گذر خود ، آتش در ريشه هاى حيات انسان بر افروختند و از خاكسترهايش گور مجلل و با شكوهى به نام تمدن كه خيمه عزابى براى نسل كنونى شده است ، بنا نهادند و ناله هاى لبتشنگان و سوختگان چشمه سار حيات در بقا سپرده وادارشان كردند كه خود آگاه يا ناخود آگاه با منتفى ساختن هدف عالى حيات كلى ، راه را براى تورم زندگى پيش تازان از انسان بىخبر و تاخت و تازشان هموار بسازند .
فلسفه ها ببافند تا اثبات كنند براى بشر فلسفهاى وجود ندارد ، ايدهء ضد ايده آل به خود بگيرند تا اثبات كنند براى بشر فلسفهاى وجود ندارد ، ايدهء ضد ايده آل به خود بگيرند تا اثبات كنند كه ايده آل جويى در زندگانى جز خيالات بىپايه چيزى نيست .
آن دلالان حيات و موت خاندان بشرى به قيمت يك جايزهء چشمگير ، يا آماده كردن فضاى جوامع براى شهرت پوشاليشان ، سبكسرانه از جويبار حيات واقعى قدم بيرون مى گذارند و با وسايل گوناگون مى كوشند تا غوطه وران در حيات واقعى را از آن جويبار بيرون كشند و در سراب بىسر و ته « هيچ اصلى در زندگى وجود ندارد » تحويل خواسته هاى قهرمانان ضد حيات بدهند .
اين دلالان با نوعى از گستاخىها كه در پشت پردهء قيافه شان به خوبى پيداست ، حتى از ابراز نادانى و ناتوانى از درك حقيقت و هدف حيات نيز بهره بردارى نموده ، بدين وسيله دانش نمايى و قدرت نمايى فوق العادهاى را به راه مى اندازند . اين چنگيزهاى ارواح آدميان نمى خواهند بدانند كه آن همه كوششها و صرف انرژىهاى عقلانى را كه در راه ابراز نادانى و پوچ نشان دادن تعقل و حيات صورت مى دهند ، به اضافهء اين كه در صدد مبارزه و انكار خويشتن و ستيزه با خداى حيات و موت بر مى آيند ، متقنترين سند جهالت و زبونى واقعى خود را امضا مى كنند .
اى انسانهاى نيمه دوم قرن بيستم كه در نقطهء عطف تاريخ قرار گرفتهايد ، به آه و ناله ها و اشكهاى تصنعى اين جور كشان اتم هيدروژن گوش فرا ندهيد ، به راه خود برويد و نگذاريد اين مغزهاى بيمار و ارواح آلود با نابود ساختن دودمان بشرى خوشحال شوند و به آرمان شيطانى خود برسند .
بار الها ، عنايتى فرما ، لحظاتى اين خدمتگزاران با وفاى قهرمان تنازع در بقاء