تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٥ - ٤٣ - آيا عقل قابل تجزيه است ؟
است نه كمّى ، يعنى ممكن است شخصى كه نيروى عقلانى ضعيف و استهلاك شدهاى دارد ، از نظر كميت ، انديشه و تعقل فراوانى داشته باشد ، ولى ماهيت و واقع يابى تعقلش ضعيف و ناچيز بوده باشد .
شكل دوم - تجزيه و تركيب در خود تعقل - اگر چه واحدهاى يك رشته تعقل رياضى براى حل معادلهء پيچيده خيلى زياد باشد يا براى رسيدن به يك منظور فعاليت عقل به چند واحد معدود نيازمند باشد ، ولى اين واحدها وسيله و ميدان كار تعقل است نه خود تعقل ، به اين دليل ممكن است يك انسان همهء آن واحدها را در ذهن خود داشته باشد ، ولى مادامى كه تعقل روى آنها صورت نگيرد ، مانند دانه هاى مرواريد است كه به طور گسيخته روى ميز ريخته شده باشد .
شكل سوم - محصول تعقل : جاى ترديد نيست كه تجرد و بروز كامل محصول تعقل كه ( نتيجه يك رشته مقدمات است كه عقل آنها را براى رسيدن به نتيجه تنظيم نموده است مانند تأثير متقابل حيات و ماده نيست كه انسان پس از به دست آوردن مقدمات لازم اعتقاد پيدا كرده است كه حيات و ماده به طور متقابل در يكديگر تأثير مى كنند . ) دو درجه بيشتر از نيروى عقل است ، كه مستقيما در ميدان ماده ( سلولها و اعصاب مغزى ) فعاليت مى كند .
واقعيت عينى تأثير متقابل حيات و ماده را نبايد با حالت محصول تعقل بودن آن اشتباه كرد .
اين اشتباه شبيه به اين است كه بگوييم : دو سيب عينى همان رقم ٢ است كه در پيچيده ترين مسائل رياضى تجربى در ذهن رياضى دان نمودار شده است با اين ملاحظات مضمون بيت جلال الدين اين نيست كه واقعا عقل قابل تجزيه است ، بلكه مى خواهد با يك فرض محال ، عظمت عقل را گوشزد كند ، گويا چنين مى گويد : كه اگر هم بر فرض محال عقل قابل تجزيه باشد و ارهاى آن را دو نيم كند ، باز همان عقل است كه بوده است ، مانند طلا پس از تجزيه .