تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٠٣ - تفسير ابيات
تفسير ابيات هنگامى كه آن همه خميدن قامت و رو به خاك افتادن ، اثرى نمى كند ، شروع مى كند ( در تشهد ) به درود بر جان پيامبران ، زبان حالش اين است كه اى مردان خدا ، امروز پا و گليمم سخت در گل مانده است ، بحال من ترحمى كنيد و در نزد خدا شفيعم باشيد ، پيامبران هم در پاسخش مى گويند :
اى بىنوا ، چارهء تو در دوران زندگانى بود كه مى توانستى براى چنين روز هولناك توشهاى بيندوزى ، تو همان مرغ بىهنگامى كه مى خواهى نابهنگام بانگ بر آورى ، دست از ما بردار ، خود ما را به جهت شفاعت نابجا در بارگاه خدا ساقط مكن .
آن گاه رو بطرف چپ گردانيده به نياكان و خويشاوندانش متوجه مى شود ، باشد كه آنها دستگيرش شوند ، آنان نيز جواب رد داده مى گويند : بس كن حرف مزن ، برو خودت پاسخ مسئوليتهايت را بخدا بگو ، ما چه كارهايم ، دست از سر ما بردار . نه از اين سو چارهاى پيدا مى كند ، نه از آن سو ، دل آن بىنوا از نوميدى و وحشت صد پاره مى شود ، آن گاه دست به دعا بر مى دارد -
((٢١٧٣)) كز همه نوميد گشتم اى خدا اول و آخر تويى و منتها
اى راد مرد ، معناى تسليم واقعى اين است كه انسان رو بخدا گرداند و بگويد : اى خداى من ، تويى هدايت كنندهء حقيقى من .
هر چه فرمايى تو منقاديم ما با قضاى جرم هم شاديم ما (١)
در آن هنگام كه نماز مى گذارى ، اشارتهايى را كه شمردم منظور بدار اگر به جاى كلمه » شد « شه بوده باشد چنان كه در بعضى از نسخه هاى مثنوى آمده است و يقين بدان كه خداوند همين را از نمازى كه مى خوانى انتظار دارد . با همهء اين احوال -
هست اميدى عنايت در رسد گردد او ايمن ز حبل من مسد
بنا بر اين ، برو ، وقتى كه نماز مى خوانى ، مانند مرغى مباش كه منقار بزمين مى زند ، بلكه محصول و نتيجهاى از نماز به دست بيار .
(١) مسلم است كه مقصود از قضاى جرم نبايد به معناى اجبار گنهكار به گناه بوده باشد ، و الا آن همه پشيمانى و شكنجه مفهومى نخواهد داشت . .