تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٥ - ٥٦ - تمجيد از نيروى عقل و شخص عاقل به طور عموم
مى خواهيم از تو كه حقايق را بىپرده ديدهاى بشنويم ، بگو - شمهاى واگو از آن چه ديدهاى تمام هشياران و نقادان ماهر تاريخ اين نكته را پذيرفتهاند كه روح پاك تو هرگز دستخوش طوفان شك و ترديد نگشته است . همگان اعتراف كردهاند كه تاريكى جهل به كانون نورانى الهى تو دست نيافته است . بيا -
راز بگشا اى على مرتضى اى پس از سوء القضاء حسن القضاء نفس نمرود است و عقل و جان خليل روح در عين است و نفس اندر دليل [١]
خود طبيعى آدمى بدان جهت كه در نقاط تقاطع ماده و حيات طبيعى غوطه مى خورد ، وضع وجوديش شبيه به نمرود تبه كار است كه جهان و انسان را در راه خواسته هايش به آتش مى كشد ، در حالى كه عقل و جان پاك انسان مانند ابراهيم خليل است كه در راه انسان خود را به آتش ميندازد .
روح انسان در ميان حقايق و واقعيات غوطه مى خورد ، زيرا ميان روح و حقايق فاصلهاى وجود ندارد ، پردهاى ميان روح و واقعيات انداخته نشده است كه براى وصول به آنها نيازى به بر طرف كردن پرده بوده باشد ، بلكه بالعكس ، هم مى توان گفت : حقايق و واقعيات در روح آدمى وجود دارد .
أ تزعم انك جرم صغير و فيك انطوى العالم الاكبر (
آيا گمان مى برى كه تو يك جرم كوچك و ناچيز هستى ، در صورتى كه جهان بزرگتر در درون تو پيچيده شده است ) .
لذا اگر روح انسانى واقعا به فعاليت بيفتد ، مى تواند همهء حقايق را در خود ببيند و الا راه ديگرى براى تفسير اكتشافات و اختراعات و نبوغ آدميان نمى ماند . نابغهاى كه به پشت پردهء مجهولات گام نهاده و حقايقى را بيرون مى كشد و جزء معلومات قرار مى دهد ، كارى جز تحريك روح و واداشتن آن به فعاليت ( اگر چه ناخود آگاه ) صورت نداده است .
در صورتى كه نفس و عقل معمولى بدان جهت كه از حقايق و واقعيات بر كنار
[١] دفتر دوم ، ص ١٢٩ بيت ٦٤ . .