تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٣ - منتخباتى از كتاب برادران كارامازوف - داستايوسكى
همواره دوست داشته باشيم .
دوست داشتن ، خوشبختانه از همه كس حتى افراد بد طينت نيز به خوبى ساخته است . برادر من از پرندگان پوزش مى خواست .
اين امر به نظر شما مبهم مى آيد ، با اين همه حق با او بود ، زيرا دنيا همچون اقيانوسى است كه پيوسته در حركت و تلاطم است و تمام ذرات آن به هم پيوستگى دارد و بمحض اين كه يك نقطه آن به حركت در آمد ، اثر آن در نقاط ديگر محسوس مى شود و هر اقدام ما نيز كه در اين سر جهان روى دهد ، در آن طرف دنيا تاثير خواهد داشت . فرض كنيم پوزش خواستن از پرندگان جنون باشد ، لكن هر گاه آدمى براى پرنده و كودك و حيوان زندگى كند ، بشرط آن كه پاكتر از آن چه هست باشد ، زندگى بسى سهل و با نشاط خواهد گذشت . بار ديگر تكرار مى كنم دنيا بمثابهء اقيانوسى عظيم است بنا بر اين تو براى پرندگانى كه غرق در يك عشق كامل و يك جهان خلسه هستند ، دعا كن و اين شور و بىخبرى را هر قدر هم به نظرت مبهم بيايد گرامى بدار . [١] بسيارى از حقايق در اين جهان بر ما مكتوم است ، ليكن در عوض خداى متعال به ما حس اسرار آميزى ارزانى داشته است كه ما را به جهان ديگر ، جهان آسمانى ، جهان عالى ، پيوند مى دهد و بعلاوه ريشه هاى افكار و احساسات ما در خود ما نيست بلكه در جاى ديگرى قرار دارد ، به همين جهت است كه فيلسوفان مى گويند كه جوهر اشياء را در زمين نمى توان درك كرد . خدا بذرهاى كرات ديگر را در اين زمين افشانده و باغ خود را به وجود آورده است .
آن بذرهايى كه جوانه زدهاند و رشد نمودهاند تنها از آن لحاظ توانستهاند بزندگى خود ادامه دهند كه احساس نمودهاند با دنياهاى اسرار آميز ديگرى تماس و ارتباط دارند و هر گاه اين حس در روح تو ضعيف شود و يا ناپديد گردد ، آن چه در تو رسته بود پژمرده خواهد شد و آن گاه تو نسبت بزندگى بىقيد خواهى شد و نسبت به آن احساس تنفر خواهى كرد ، اين است عقيدهء من . [٢]
[١] همان مأخذ ، ص ٣٨٧ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٣٨٨ . .