تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٣ - تفسير ابيات
صبر كردن لقمان چون ديد كه داود عليه السلام حلقه ها مى ساخت از سؤال كردن با اين نيت كه صبر از سؤال موجب فرج باشد
آيه
صبر كردن لقمان چون ديد كه داود عليه السلام حلقه ها مى ساخت از سؤال كردن با اين نيت كه صبر از سؤال موجب فرج باشد
((١٨٤٢)) رفت لقمان سوى داود از صفا ديد كاو مى كرد ز آهن حلقه ها
((١٨٤٣)) جمله را با همدگر در مى كند ز آهن و پولاد آن شاه بلند
((١٨٤٤)) صنعت زرّاد او كم ديده بود در عجب مى ماند وسواسش فزود
((١٨٤٥)) كاين چه شايد بود واپرسم ازو كه چه مى سازد ز حلقه تو بتو
((١٨٤٦)) باز با خود گفت صبر اولىتر است صبر با مقصود زوتر رهبر است
((١٨٤٧)) چون نپرسى ديرتر حاصل شود سهل از بىصبريت مشكل شود
((١٨٤٩)) چون كه لقمان تن بزد اندر زمان شد تمام از صنعت داود آن
((١٨٥٠)) پس زره سازيد و در پوشيد او پيش لقمان حكيم صبر خو
((١٨٥١)) گفت اين نيكو لباس است اى فتى در مصاف و جنگ دفع زخم را
((١٨٥٢)) گفت لقمان صبر هم نيكو دميست كو پناه و دافع هر جا غميست
((١٨٥٣)) صبر را با حق قرين كرد اى فلان آخر و العصر را آگه بخوان
((١٨٥٤)) صد هزاران كيميا حق آفريد كيميايى هم چو صبر آدم نديد
آيه « وَاَلْعَصْرِ إِنَّ اَلإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلَّا اَلَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا اَلصَّالِحاتِ وَتَواصَوْا بِالْحَقِّ وَتَواصَوْا بِالصَّبْرِ ١٠٣ : ١ - ٣ » . (١) ( سوگند به عصر ، به طور تحقيق انسان در خسارت است ، مگر كسانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند ، حق را به يك ديگر توصيه كردند و بردبارى را به يك ديگر توصيه نمودند . )
(١) سوره العصر . .