تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٥ - مسئله دوم - آيا شفاعت با توحيد خالص منافات دارد ؟
گروه چهارم - آياتى است كه شفاعت را شان خدا معرفى مى كند
گروه پنجم - بعضى از آيات است كه شفاعت را به طور مطلق در روز رستاخيز انكار مى كند :
گروه چهارم - آياتى است كه شفاعت را شان خدا معرفى مى كند مانند :
« لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِه وَلِيٌّ وَلا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ٦ : ٥١ . [١] ( براى آنان بجز خدا ولى و شفيعى وجود ندارد ، باشد كه آنان تقوا بورزند ) و السجدة آيهء ٤ - الزمر آيهء ٤٣ و ٤٤ .
اين گروه آيات كه ممكن است دستاويز منكرين شفاعت بوده باشد ، موقعى به نفى شفاعت گواهى مى دهد كه انسانهايى را در مقابل خدا و حاكميت مطلق او تصور كنيم كه به طور استقلال و بدل خواه خود شفاعت نموده و ارواح گنهكاران را به جهش وادار كنند و اين تصور غلط فاحش است . آن كدامين انسان دانا است كه با ديدن آيات فراوان كه وقوع شفاعت را به اذن خدا مربوط مى سازد ، چنين تصورى را به ذهن خود راه بدهد ؟ بنا بر اين مقصود از منحصر ساختن شفاعت به خدا در آيات فوق ، شبيه به همان منحصر ساختن هدايت به خودش مى باشد ، در صورتى كه كتابهاى آسمانى و پيامبران را هادى معرفى كرده و مى فرمايد : « و لكل قوم هاد » براى هر گروهى هدايت كنندهاى وجود دارد .
گروه پنجم - بعضى از آيات است كه شفاعت را به طور مطلق در روز رستاخيز انكار مى كند :
مانند :
« أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيه وَلا خُلَّةٌ وَلا شَفاعَةٌ ٢ : ٢٥٤ . » [٢] ( از آن چه كه بشما روزى دادهايم پيش از آن كه روزى فرا رسد كه نه معاملهاى وجود دارد و نه دوستى و شفاعت ، انفاق كنيد ) و البقرة آيهء ١٢٣ .
مسلم است كه دو آيهء فوق شفاعت را به طور مطلق منفى نمى سازد ، بلكه بقرينهء نفى معامله و دوستى به اصطلاح معمولى ، دوست بازى و پارتى بازى را در آن روز نفى مى كند .
[١] سوره الانعام ، آيهء ٥١ . .
[٢] سوره البقرة ، آيهء ٢٤٥ . .