تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٨٩ - موضوع دوم
و ما خود زمانى در ميان آنها در پستترين مراحل زندگى شركت داشتيم ، نظاره كنيم اين نظاره به پايين ، نيروى ما را در صعود به قلهء مرتفع كه ارتفاعش از همان سطح پايين شروع شده است تقويت نموده ، وصول نسبى ما را به هدف اثبات خواهد كرد .
بازيگرى ذهن ما هنگامى كه با تمايلات حيوانى ما دست بهم مى دهند ، نه تنها هدف عالى حيات را از افق ديدگاه و امكان وصول ما دور مى كنند ، بلكه موجود برترين يعنى خداى بزرگ را هم كه از رگ گردن ما به ما نزديك تر است ، ببهانهء اين كه اى بابا ، ما كجا و خداى به آن عظمت كجا ؟ ما را از معرفت و گرايش به او محروم مى سازند .
و اين حقيقت را از نظر ما دور مى كنند كه بدان جهت كه خدا داراى عظمت بىنهايت است ، لذا او از خود ما هم به ما نزديك تر است . او بهمه چيز محيط است . شعاع خورشيد عظمتش شب و روز در درون ما فروزان است . بروشنايى اين شعاع است كه من خود را بينم ، بروشنايى همين شعاع است كه هواى بىنهايت جويى و بىنهايت گرايى درونم را معطر ساخته است . همچنين بايد بدانيم چون هدف عالى حيات خيلى با عظمت است ، لذا نزديك تر از من بمن است .
چنان كه قصد گرايش به خدا همان و گرايش به او همان ، قصد عبادت به او اگر چه با بلند كردن يك انگشت همان و تحقق عبادت همان ، همچنين است هدف عالى حيات ، پس بياييد اين وسواس شيطانى و انحراف معلول نفس حيوانى را از خود دور كنيم و در مقابل بانگ منحوس اى بابا ، من كجا و هدف عالى حيات كجا و اى بابا ، من كجا و خداى به آن بزرگى كجا كه آهنگ اصيل روح ما را مشوش مى كند گوش دل بر بنديم و سروش درونى خود را بشنويم كه مى گويد :
( يار نزديك تر از من به من است )
موضوع دوم - اختلاط توجه و بحساب آوردن گامى كه در مسير هدف عالى حيات بر داشته شده است ، به تكبر و خود خواهى . افراد فراوانى هستند كه