تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٢ - ٤٢ - عقل يك حقيقت الهى است و بهره بردارى از آن تابع نورانيتى است كه از هماهنگى عقل با دل كه جلوه گاه الهى است به دست آمده است
( بدانيد خداوند ميان مرد و قلبش حجاب مى اندازد و البته همه شما به سوى او محشور خواهيد شد . ) ٤٢ - عقل يك حقيقت الهى است و بهره بردارى از آن تابع نورانيتى است كه از هماهنگى عقل با دل كه جلوه گاه الهى است به دست آمده است .
صورت پنهان آن نور جبين كرده چشم انبيا را دور بين نور آن رخسار برهاند ز نار هين مشو قانع به نور مستعار چشم را اين نور حالى بين كند جسم و عقل و روح را گرگين كند [١] عقل و دلها بىگمانى عرشى اند در حجاب از نور عرشى مى زيند عقل بايد نور ده چون آفتاب تا زند تيغى كه نبود جز صواب [٢] داند آن عقلى كه او دل روشنى است در ميان ليلى و من فرق نيست [٣]
چنان كه در شمارهء ٤٠ و بعضى شماره هاى پيشين گفتيم ، بدان جهت كه روح مجرد آدمى با اين كه جايگاه فعاليتش عرصهء ماده و جسمانيات است ، از عالم بالاست ، لذا كارگردانان آن نيز سنخيتى با همان حقيقت علوى دارد .
عقل و قلب آدمى عبارت ديگر اين دو نوع فعاليت درونى موقعى كه نورانيت روح را كه روشنايى خود را از مبدا اعلى - نور السماوات و الارض - گرفته است ، بپذيرد تمام احكام و فعاليتهاى نورانى مى شود و اگر آن دو پديده به همين روشنايىهاى طبيعى قناعت بورزند و رابطه خود را از روح و نورانيت آن قطع كنند ، مانند حواس طبيعى كه داريم ، تنها پديده ها و روابط صورى جهان طبيعت را در مى يابند ، چنان كه - چشم را اين نور حالى بين كند ، همچنين : جسم و عقل و روح را گرگين كند .
[١] دفتر چهارم ، ص ٢٦٧ بيت ٥٥ و ٥٦ و ٥٧ . .
[٢] دفتر پنجم ، ص ٢٨٩ بيت ٥٩ و ٥١ . .
[٣] دفتر پنجم ، ص ٣١٢ بيت ٦٧ . .