تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٧ - منتخباتى از كتاب ابله - تاليف داستايوسكى
نبايد فراموش كرد كه محركهاى اقدامات بشر معمولا خيلى پيچيده تر و بغرنجتر از آن است كه در ظاهر به نظر مى رسند و بندرت اتفاق مى افتد كه به طور صريح و روشن معلوم گردند و براى راوى شايد بهتر آن باشد كه تنها بذكر وقايع برجسته بپردازد . [١] فراموش نكنيد سوسياليزم نيز تا اندازهء زياد ناشى از كاتوليسيسم است و مانند خدا نشناسى از ياس و نوميدى به وجود آمده و در حقيقت مولود واكنش اخلاقى عليه كاتوليسيسم است و منظور آن تصاحب و تملك نفوذ روحانى است كه مذهب از دست داد . و همچنين فرو نشاندن عطش شديد روح انسانى و توسل بزور به جاى مذهب براى رسيدن بساحل مقصود است . در اين جا نيز مانند كاتوليسيسم ما مواجه با اشخاصى هستيم كه مى خواهند آزادى را در پرتو زور و اتحاد را در سايهء شمشير و خون به وجود آورند . شعار آنها اين است » ايمان آوردن به خدا ممنوع دارايى داشتن ممنوع شخصيت داشتن ممنوع برادرى يا مرگ و لو دو ميليون سر در راه نيل به اين هدف از ميان برود « تصور نكنيد كه اينها براى ما بىخطر است . [٢] اين همه غلو و گزاف گويى در بارهء خارجيان بس است . موقع آن فرا رسيده است كه عقل پيدا كنيم ، همهء اينها ، همهء كشورهاى خارجى شما ، همهء اروپاى معروف شما و هم و تصورى بيش نيست و ما خودمان در خارجه نيز همه از جمله وهم پرستانيم . [٣] در اين لحظه من معنى اين اصطلاح عجيب » زمان اساسا وجود ندارد « را درك مى كنم و اضافه كرده بود » پيغمبران نيز در چنين لحظه است كه جلال الهى را در مى يابند . » [٤] چنانچه خودش احساس مى كرد كه دوست داشتن آن زن مه روى ، تنها از راه عشق ، اقدامى ظالمانه و غير انسانى است . [٥]
[١] همان مأخذ ، ص ١٥٩ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٢٦٦ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٣٩٠ . .
[٤] همان مأخذ ، ج ٣ ص ٨٩ . .
[٥] همان مأخذ ، ص ٩٦ و ٩٥ . .