تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٧٩ - آيه
روايت
تفسير ابيات
« وَلَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَه وَاَلطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَه اَلْحَدِيدَ ٣٤ : ١٠ » . [١] ( ما مزيتى به داود عطا كرديم و به كوه ها و پرندگان گفتيم : با او تسبيح گويان شوند و آهن را به او نرم كرديم . ) روايت « عن ابى جعفر محمد بن على عليهما السلام : « قال انى أجدني أمقت الرجل يتعذر عليه المكاسب فيستلقى على قفاه و يقول اللَّهم ارزقنى و يدع ان ينتشر فى الارض و يلتمس من فضل الله و الذره تخرج من جحرها تلتمس رزقها . » [٢] ( ابو جعفر محمد بن على عليه السلام ( امام باقر ) فرموده است من مردى را دشمن مى دارم كه كسب و پيشه براى او دشوار مى نمايد و به پشت مى خوابد [ و بدعا مشغول مى شود ] و مى گويد : خدايا به من روزى برسان ، و سير و سفر در روى زمين براى به دست آوردن معاش را رها مى كند و فضل خداوندى را التماس مى كند در حالى كه مور ناتوان از لانهء خود بيرون مى شود و به دنبال روزى مى پويد . ) تفسير ابيات مردى در زمان داود پيامبر در همه جا كه مى رفت پيش دانا و كودن -
اين دعا مى كرد دايم كاى خدا روزيى بىرنج روزى كن مرا
خدايا ، چون تو مرا كاهل و تنبل آفريدهاى من همانند آن خرى هستم كه پشتش زخم و ناتوان از رسيدن به مراد است ، كه نبايد بار سنگين اسب و شتر را بر پشتش نهاد .
[١] سوره سبا ، آيهء ١٠ . .
[٢] من لا يحضره الفقيه ، صدوق ، ص ٣٥٥ . .