تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٥٢ - تفسير ابيات
روح آدمى نشان داده است ، روح انسانى رابطه مخصوصى با فعاليتها ( نه انعكاسات ) ى خود دارد كه مافوق هر گونه روابط ماده و ماديات با يكديگر مى باشد . اين مسئله را در گذشته توضيح دادهايم ، مراجعه شود .
تفسير ابيات اظهار وجود انسانها در مقابل رهبران روحى چونان كنعان فرزند حضرت نوح عليه السلام است كه از روى جهالت مى گفت :
من خودم شنا كردن را مى دانم و احتياجى به كشتى پدرم نوح كه دشمن من است ندارم .
نوح : فرزندم بيا با ما در كشتى بنشين ، تا جزء غرق شدگان نباشى .
كنعان : نمى آيم ، من خودم شنا كردن را مى دانم ، من وسيلهء رشدى غير از آن كه تو مى گويى به دست آوردهام .
نوح : فرزندم مخالفت مكن ، اين طوفان يك بلاى الهى است ، دست و پاى شنا كردن در چنين روزى هيچ و پوچ است . اين بادى كه بر خاسته است طوفان قهر و خاموش كنندهء هر شمع است ، مگر شمعى كه از طرف حق جل و علا روشن شده است .
كنعان : اين حرفها چيست ؟ من سر كوه و قلهء مرتفعش كه مى روم ، مرا از هر گزندى محفوظ خواهد داشت .
نوح : فرزندم ، با من ستيزه مكن ، اين كوههاى مرتفع كه مى بينى ، امروز بنا چيزى كاه است و جز محبوب خود را ( كه محبوب خدا است ) امان نخواهد داد :
كنعان : تا كنون چه وقتى را بياد دارى كه پند پذيرفته باشم كه امروز با اشتياق زياد فرزندم مى گويى . و مرا عضوى از دودمان خويش مى خوانى ؟ گفتار تو هرگز خوشايند من نبوده است . من در هر دو عالم از تو بيزارم .
نوح : جان بابا ، مقاومت مكن ، اين روز ناز كردن نيست ، خدا با كسى خويش و شريك نمى باشد .