تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٤ - عظمت روح آدمى را از انسانها نمى برد ، بلكه مانند آب ريشهء موجوديت آنها را آبيارى مى كند
« انما أنا لكم مثل الوالد « . [١] ( جز اين نيست كه من براى شما مانند پدرم . )
((١٩٣١)) منقطع از خلق نى از بد خويى منفرد از مرد و زن نى از دوئى
((١٩٣٢)) مشفقى بر خلق نافع همچو آب خوش شفيقىّ و دعايش مستجاب
((١٩٣٣)) نيك و بد را مهربان و مستقر بهتر از مادر شهىتر از پدر
عظمت روح آدمى را از انسانها نمى برد ، بلكه مانند آب ريشهء موجوديت آنها را آبيارى مى كند افراد فراوانى در هر جامعه و دورهاى زندگى مى كنند و بگمان اين كه به رشد و اعتلاى روحى رسيدهاند ارتباط خود را از مردم قطع مى كنند ، يك حالت تفرعن به خود گرفته مردم را قابل دريافت جلال و جمال روح خويش نمى بينند آرى ، زمين و آسمان گنجايش وجود آنها را ندارد اصلا كه مى گويد : كه طبيعت آنها را از اين خاك تيره ساخته شده است مردم در مقابل آنان جانورانى بيش نيستند . اين مردم خيلى بد بخت و نادان و برده هستند ، زيرا به عظمت او پى نبردهاند و در بارهء او واله و بهت زده نيستند . اين بيماران از اين همه كه گفتيم ، باز پستترند ، اگر كوچكترين مزيتى بدست بياورند ، كافى است كه آن را دستاويز قرار داده و تمام مقدسات بشرى را به باد سخريه و انتقاد بگيرند .
اين همه پستى و لجاجت در مقابل واقعيات مسلما ناشى از نبوغ آنان مى باشد ولى دريغا ، كه اين نبوغ مانند آب زلال و گوارايى است كه از مزبله هاى پر از لجن و
[١] مسند احمد بن حنبل ، ج ٢ ص ٢٤٧ . .