تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٥ - منتخباتى از كتاب جنايات و مكافات تاليف داستايوسكى
منتخباتى از كتاب جنايات و مكافات تاليف داستايوسكى گاهى اتفاق مى افتد اشخاص ناشناسى را ملاقات مى كنيم كه در اولين نظر و بدون اين كه يك كلمه با آنها صحبت كرده باشيم به آنها علاقه مند مى شويم . [١] آه ، بله سونيا گاو شير ده آنهاست از او استفاده مى كنند . براى آنها اهميت ندارد عادت كردهاند . ابتدا كمى گريه كردهاند . و بعد عادت كردهاند . انسان بىغيرت است به همه چيز عادت مى كند .
راسكلينكوف متفكر شد .
اگر من دروغ مى گويم ، اگر انسان » بىغيرت و ترسو نيست بايد ترس و خرافاتى را كه مانع كار او است زير پا بگذارد . . . » [٢] آيا از اين كه دختر خويش را فداى پسرش مى كند وجدان سرزنشش نمى نمايد ؟ » خوشبختى آيندهء ما تو هستى ، تو همه چيز ما هستى آه مادر . . . . [٣] آه : در چنين موقعى ما حس اخلاقى را زير پا گذاشته آزادى و راحتى و وجدان و همه چيز خود را ببازار مى بريم . حاضر مى شويم نابود شويم ، بشرط آن كه موجوداتى كه براى ما گرامى هستند خوشبخت باشند بعلاوه از عقايد مذهبى ژزوئيتها راجع به مسائل وجدانى استمداد طلبيده ، با مهارت كامل از قيود وجدانى خود گريز زده خويشتن را قانع مى كنيم كه تصميمى كه گرفتهايم خوب است و چون مقصدى عالى داريم هر راهى را براى رسيدن به آن مقصد درست مى دانيم . [٤] هنگام كسالت رؤياهاى انسان بر جستگى فوق العادهاى داشته و با حقيقت شباهت شگفت آورى دارند . گاهى تابلويى را انسان مى بيند دهشت آور است ، اما
[١] جنايات و مكافات اثر داستايوسكى ترجمه آقاى لاله زارى ص ١٩ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٣٠ . .
[٣] .
[٤] ٣ و ٤ - همان مأخذ ، ص ٣٩ . .