تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦٤ - تفسير ابيات
ما شككت فى حق مذ اريته .
( از آن موقع كه حق به من نشان داده شده است ، در هيچ حقى ترديد نكردهام ) باز مگر امير المؤمنين عليه السلام نفرموده است :
ما رايت شيئا الا و رايت الله معه ( هيچ چيزى را نديدم مگر اين كه خدا را با آن رؤيت نمودم ) باز مگر نفرموده است :
و انى لعلى بيته من ربى ( اگر روى بينه و برهان خدايم راه مى روم ) و نيز مگر منابع زيادى نگفته است : كه امير المؤمنين عليه السلام فرمود :
لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا .
اگر پرده برداشته شود بر يقين افزوده نخواهد گشت ) بنا بر اين مقام و بينايى پيامبر اكرم كه والاتر و بينايى على عليه السلام است ، بدون ترديد با حيرت و ترديد معمولى كه جلال الدين فوراً متنبه شده مى گويد :
زين عجب تا آن عجب فرقى است ژرف تا چه خواهد كرد سلطان شگرف ولى نمى بايست جلال الدين با مصرع دوم قضيه را در ابهام فرو برد . شايسته اين بود كه مضمونى مانند آن بيت كه در ابيات گذشتهء مثنوى گفته است :
نه چنان حيرت كه پشتش سوى اوست بل چنين حيرت كه محو و مست دوست بياورد .
اى دقوقى ، راه بيفت و برو و خاموش باش ، چه مى گويى ؟ چقدر خواهى گفت ؟ مگر نمى بينى در كاروانيان بشر قحطى گوش شنوا است .