تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٣٩ - نوع سوم - زمينه هاى عارضى و ثانوى حيات
هدف حيات انسانى باشد كه نور فوق العاده روشنى چشمان ماهى غوطه ور در دريا را خيره بسازد و اين خيرگى بتواند فلسفه و هدف دريا را به نشان بدهد همچنين است اگر بخواهيم با رنگ آميزى حيات به وسيله تعقل محض ، فلسفه ، هدف صحيحى براى خود حيات پيدا كنيم .
دانش و تعقل و جذبه و تحير كه مزاياى عالى حيات هستند ، در صورتى كه حيات طبيعى رهبر و راهنماى انسان است ، جز درخشندگىهايى كه از تلاقى ماده و حيات مانند اصطكاك آهن و سنگ كه بارقه توليد مى كند ، و سپس محو مى شود ، چيزى ديگر نيست .
٦ - كسانى هستند كه با خود فلسفه و هدف حيات به پيكار در آمدهاند . جنگ و پيكار با هدف و فلسفهء حيات به دو گونه است :
الف - كسانى كه حيات كلى آدميان را وسيلهاى براى اشباع خواسته هاى حيات تفسير شده براى خويش ، قرار دادهاند . اينان ضرورى تشخيص دادهاند كه به هر شكل است موجوديت خود را در پيشانى تاريخ ثبت كنند كه آنان از كسانى نبودهاند كه :
مى خورند حريفان و آنان نظاره كنند بعضى از آنان براى ورود بميدان جنگ با حيات و فلسفه و هدفش ، مى توانند فلسفه گوهاى جالبى باشند و بعضى ديگر بشكل هنرمند در مى آيند و مى توانند با استفاده از مفهوم بسيار پر معنى و ر از سنگلاخ هنر ، حيات آدميان را به بازى و مسخره بگيرند ، حتى مى تواند با گروها و ناله هايى كه براى نشان دادن خود ، از اعماق خود طبيعىشان بر مى آورند ، هنرشان را در بر داشتن پارچه ها از روى جراحتهاى آدميان