تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٤ - ٤٣ - آيا عقل قابل تجزيه است ؟
دقيقتر از مضمون بيت دوم است . جلال الدين در مقابل تعظيم و تمجيد از عقل مى گويد : موضوع عقل مانند ساير موضوعات نيست كه خاصيت خود را در وضع تركيبى موجود داشته باشد ، به طورى كه كمترين اخلال به آن وضع تركيبى موجود ، خاصيت آن را از بين ببرد ، مانند اجزاء ساعت ، بلكه عقل آن نيرو است كه حقيقت طلايى خود را از دست نمى دهد ، بلكه آتش شعله ور واقعيت درخشان ، طلا را خندان مى سازد . در اين مورد مسئله مهمى كه مطرح مى شود ، اين است كه آيا عقل واقعا قابل تجزيه است يا نه ؟ اين مسئله را در سه شكل مى توان بررسى كرد :
١ - نيروى عقل .
٢ - خود تعقل .
٣ - محصول تعقل .
مسلم است كه تجزيه و تفكيك جسمانى در هيچ يك از مراحل سه گانهء مزبور عقل امكان ندارد ، زيرا نيروى عقل و خود تعقل و محصول آن امورى هستند كه در ميدان سلولها و اعصاب مغزى به وجود مى آيند ، ولى داراى بعد جسمانى و حتى رياضى هم نيستند كه قابل تقسيم و تجزيه باشند .
شكل يكم - نيروى عقل مانند يك حقيقت مستقل در درون آدمى همچون يكى از اعضاء درونى و برونى فرض شود و آن گاه اين سؤال پيش بيايد كه آيا نيروى عقل قابل تجزيه است يا نه ؟ اگر سؤال به اين شكل مطرح شود ، بايد در نظر گرفت كه منظور از تجزيه چيست ؟ اگر منظور از تجزيه همان تفكيك جزيى از جزء ديگر در يك مجموعهء مركب باشد ، چنان كه اشاره كرديم ، نه تنها در اين شكل ، بلكه در هيچ يك از اشكال سه گانه ، عقل قابل تجزيه نيست ، زيرا نه بعد مجسم دارد و نه بعد رياضى . مسئله استهلاك و افزايش نيروى عقل مانند تجزيه و تركيب يك بعد مجسم يا بعد رياضى نيست ، زيرا در تجزيه پديده هاى روانى هيچ يك از اجزاء تقسيم شده به طور منفرد كار سنخ مجموع را و لو به طور ضعيف نمى تواند انجام بدهد و همچنين افزايش بعد ، خاصيت كميت را اضافه و افزايش مى دهد ، در صورتى كه ضعف نيروى عقلانى ضعف و استهلاك كيفى