تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩٧ - الله اكبر ، اين جمله چه معنا مى دهد ؟
ندارد ، او مأمور است كه با جملهء الله اكبر نمازش را شروع كند .
٤ - در ميان حوادث و كشاكش زندگى ناگهان صداى موذن را مى شنود كه مى گويد : الله اكبر يا عبور آفتاب را در افق مخصوص به خود از نقطهء ظهر مشاهده مى كند ، يا ساعتش را مى نگرد و مى بيند :
آرى وقت است ، و هنگام نماز رسيده است .
آن الله اكبر يا عبور آفتاب يا نقطهء وصول عقربك ساعت به شمارهء معين از ساعات و دقايق براى او مانند نداى ملكوتى روح افزايى است كه از طرف معبود يگانه متوجه او مى شود و مانند سروش غيبى به او مى گويد : ايست و اگر دراز كشيده است مى گويد : برخيز و بيا خدايت تو را مى خواند . او وضو مى گيرد و آمادهء گفتن الله اكبر مى شود و اعماق قلبش اين سرود را مى خواند :
احرام گرفتهام به كويت لبيك زنان به جستجويت
اى خداى من ، برخاستم ، آمدم . الله اكبر كه اين شخص مى گويد : همان لبيك دعوت الهى براى تماس با مقام ربوبيت است .
هم اكنون رو ببارگاهت كنم و نه تنها از نمودها و هياهوى زندگى روى گردان شوم بلكه خود زندگى و هستىام و جهان هستى را همه و همه پشت سر گذارم و فداى دعوتت كنم ، خداوندا ، تويى كه مرا خواندى تويى كه خطاب » بندهام « را بمن متوجه ساختى تويى كه افتخار در تماس نهادن اين بىنهايت كوچك را با آن بىنهايت بزرگ نصيبم كردى بار الها ، در مقابل اين همه شگفتىها كه از طرف توجه قرار دادن اين بندهء ناچيز در اعماق روحم ايجاد شده است ، چارهء جز آن ندارم كه بزرگترى تو را از هر گونه توصيف ، به خودم و جهان هستى اعلام بدارم - الله اكبر .