تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٩٦ - منتخباتى از يادداشتهاى زير زمينى - تاليف داستايوسكى
[ لذت بخش و منطقى به دست بياورد ] و رفتار مردم را طبق اين قوانين بصورت رياضى در مى آوريم و مانند جدول لگاريتم مثلًا آنها را تا ١٠٨٠٠٠ حساب مى كنيم و اين صورتها و حسابها را در تقويم يا در كتابچهاى يادداشت مى كنيم ، و يا كمى بهتر و مفصلتر آن را در چند جلد كتاب خوب نقل مى كنيم و منتشر مى كنيم .
اين مجلدات چيزى مى شود مثلًا شبيه بدائره المعارف امروزى كه در آن همهء اعمال و افعال صحيح مردم را دقيقا حساب كرده ، جمع و تفريق كرده و نوشتهايم ، در آن روزگار ، ديگر در هيچ نقطهء از عالم رفتار و اعمال غير منتظره و ماجراى مختلفه و ناباب اتفاق نخواهد افتاد .
آن گاه - ( آقايان من ، اينها همه عقيدهء شماست ) - نسبتها و روابط جديد اقتصادى پيدا مى شود ، قوانين و روابطى كه آنها نيز دقيقا حساب شده ، و مانند روابط اجتماعى بصورت رياضى سنجيده شده است . با يك چشم بر هم زدن تمام سؤالات و اشكالات مردم حل مى شود و از بين مى رود . - فقط براى اين كه ما قبلًا كليهء جوابهاى لازم علمى را در قوانين و روابط پيش بينى كردهايم و حاضر داريم سپس براى مردم قصرى از بلور آماده مى شود و سپس . . . خلاصه كلام ، سپس مرغ افسانهاى هماى سعادت بپرواز در مى آيد و ببام اين كاخ بلورى مى نشيند و . . . خوب طبيعى است كه اجراى اين خيالات را نمى توان ضمانت كرد - ( حالا ديگر خودم صحبت مى كنم ) - در آن صورت زندگانى ما بسيار خسته كننده مى شود - زيرا اگر چنان شد ، اگر همه چيزها دقيقا حساب شد سپس چه بايد بكنيم ؟ - چون به همان نسبتى كه زندگى بسيار عاقلانهاى فراهم مى شود ، ولى در اثر همين خسته كننده بودن و يكنواخت بودن آن ، چه فكرهايى كه براى مردم پيش نمى آيد ، آن سنجاقهاى طلايى كه قبلًا گفتم نيز بدليل همين خسته كننده بودن ، و يكنواخت بودن زندگى در سينهء كنيزكان كلئوپاتر فرومى رفت و الا علت ديگرى نداشت ، خوب ، بهتر است كه از آن جا صحبت نكنيم ، و از همه پليدتر و نفرت انگيزتر اين است كه پس از فرو كردن سنجاقها