تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٥ - ٦٦ - وقتى كه سلاح را در دست انسان بىعقل ديديد فورا يا سلاح را از دستش بگيريد ، يا دستهايش را ببنديد
مانند هوش و استعداد بزند ، مانعى ندارد ، زيرا آن كدامين معناى غير قابل درك است كه نتوان آن را با كلماتى كه داراى مفاهيم عمومى است مطرح كرد ، وقتى كه ما نخواهيم توانست معناى اين جمله را « استعداد انسانى موجب اكتشاف مى گردد » توضيح دهندهء واقعى علت ابتكار و اكتشاف بدانيم ، فرق چندانى با اين جمله نخواهد داشت كه « انسان است كه ابتكار و اكتشاف مى كند » يا بگوييم : موجودى از موجودات مى تواند دست به ابتكار و اكتشاف بزند البته اين موضوع هم روشن است كه وحيى كه ريشهء اصلى دانشها به آن منسوب مى شود . داراى آن معناى عمومى است كه حتى در بارهء زنبور عسل به كار رفته است :
« وَأَوْحى رَبُّكَ إِلَى اَلنَّحْلِ أَنِ اِتَّخِذِي مِنَ اَلْجِبالِ بُيُوتاً ١٦ : ٦٨ . . . » [١] ( خداى تو به زنبور عسل وحى كرد كه از كوه ها براى خود خانه ها قرار بدهد ) ٦٦ - وقتى كه سلاح را در دست انسان بىعقل ديديد فورا يا سلاح را از دستش بگيريد ، يا دستهايش را ببنديد .
واستان از دست ديوانه سلاح تا ز تو راضى شود عدل و صلاح چون سلاحش هست و عقلش نى ببند دست او را ور نه آرد صد گزند [٢] گر مرا عقلى بُدستى منزجر تيغ اندر دست من بودى ظفر عقل بايد نور ده چون آفتاب تا زند تيغى كه نبود جز صواب چون ندارم عقل تابان و صلاح پس چرا در چاه نندازم سلاح [٣]
اين است درد بىدرمان بشرى كه به دست آوردن سلاح نابود كننده ، خواه به طور طبيعى خواه به وسيلهء قوانين ساختهء بشرى ، بسيار سهل و آسان ، ولى به دست آوردن انديشه و تعقل و انسانيت فوق العاده دشوار است .
[١] سوره النحل ، آيهء ٦٨ . .
[٢] دفتر چهارم ، ص ٢٣٨ بيت ٦٥ و ٦٦ . .
[٣] دفتر پنجم ، ص ٢٨٩ بيت ٦٠ و ٦١ . .