تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٦ - ٦٦ - وقتى كه سلاح را در دست انسان بىعقل ديديد فورا يا سلاح را از دستش بگيريد ، يا دستهايش را ببنديد
براى اين كه يك نفر بتواند وسيلهء كشتن يك نفر را به دست بياورد ، كافى است كه سنگى را از زمين بر دارد و بكوبد به مغز شخص ديگر . بلكه امروزه براى كشتن صدها هزار نفر ، بلكه ميليونها نفوس انسانى كافى است كه انگشت يك مقام مربوط بروى تكمهء ناچيزى فشرده شود كه موشك و اتمها راه بيفتد و دمار از روزگار بشر در آورد در صورتى كه براى به دست آوردن تعقل ، شايد به اندازهء انرژى فكرى و بودجهء مالى يك قرن كافى باشد .
اگر مقصود از خطرناك بودن سلاح در دست غير عاقل ، با يك معناى عمومى تفسير شود ، شامل خطرهاى آدم كشى و قدرتهاى سياسى نامحدود و برترىهاى گوناگون هم مى گردد . در تاريخ روز شنبه ٢١ مرداد ١٣٤٩ بشمارهء ٨١٢٨ روزنامهء كيهان مقالهاى را از فرانسوا هونتى به قرار ذيل منتشر نمود :
« بعد از جنگ جهانى اول » بازرگانان اسلحه « يعنى سازندگان سلاحهاى جنگى بهترين هدف حملات آرامش طلبان بودند . آنها مردمانى را كه بتوانند از وسايل نابودى دسته جمعى انسانهاى ديگر سود ببرند به چشم اهريمنى مى نگريستند و بدانها بد گمان بودند كه در حفظ يك محيط جنگى مى كوشند ، تا بدان وسيله سود عظيمى از صنعت خود ببرند . در آن زمان وزير خارجه بنام آريستيد بريان ( وزير خارجهء معروف فرانسه ) بود كه از پشت تريبون مجلس فرياد اعتراض پر آوازهاى - هر چند كه هيچ فايدهء عملى نداشت - در بارهء نقش سلاحهاى جنگى در سر نوشت بشر بلند كرد . او چنين گفت : توپها را دور كنيد ، مسلسلها را دور كنيد ، اما ديرى نگذشت كه پيروزى ناسيونال سيوسياليسم در آلمان بتمام اين جريانات فكرى پايان داد .
امروز مجموعهء صنعت و نظامى گريست كه به عنوان يك گروه فشار محكوم مى شود ، زيرا آن را متهم مى كنند كه در راه تسليحات و جنگ گام بر مى دارد .
اما اگر در نفوذ شوم مجموعهء فوق در بعضى از كشورها ، مانند ايالات متحده ترديدى نباشد روى هم رفته در اغلب كشورها مى توان گفت كه خود دولتها تجارت اسلحه را بر عهده دارند و اين موضوع حتى در جاهايى كه توليد شان وابسته به دولت نيست