تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٩ - منتخباتى از كتاب جنايات و مكافات تاليف داستايوسكى
نمى دانم چه جوابى به شما بدهم . [١] مى دانستم كه عصبانى خواهيد شد ، اما بايد بشما تذكر دهم كه اين ده هزار روبل در اختيار من است و احتياجى به آن ندارم . اگر دونيا آن را قبول نكند ، خدا مى داند آن را چگونه ديوانه وار خرج خواهم كرد . از طرفى وجدان من كاملا راحت است ، زيرا اين پيش نهاد عارى از هر گونه حسابگرى است ، مى خواهيد باور كنيد مى خواهيد باور نكنيد : [٢] اگر اكنون اين قضايا را نزد شما فاش مى كنم ، براى آن است كه در درون وجدان خود رفتار آن روز مرا جنايت آميز ندانيد . [٣] دونيا با صداى آهستهاى كه از خشم لرزان بود گفت :
- بد بخت .
- باشد ، اما در نظر داشته باشيد كه تا كنون من از نظر فرضيه شما استدلال مى كردم ، من شخصا با شما هم عقيدهام و قبول دارم كه هتك ناموس دختران جنايت زشتى است ، آن چه بشما مى گويم براى آن است كه در صورت پذيرفتن پيش نهادى كه براى نجات برادرتان بشما مى كنم وجدانتان آرام باشد ، مى توانيد به خود بگوييد كه تسليم اتفاقات و يا اگر بخواهيد اين كلمه را استعمال كنيد تسليم زور شدهايد . [٤] سويد ريگاينوف دخترك را مى شناخت ، نزديك تابوت نه تصاوير مذهبى و نه مشعلهاى فروزانى وجود داشت و نه كسى دعا مى كرد . اين تابوت دخترى بود كه خود كشى كرده بود . در سن ١٤ سالگى توهين و هتك ناموسى كه وجدان بچه گانه اش را وحشت زده ساخته بود سبب شكستن قلبش گرديده و روح فرشته آسايش را از
[١] همان مأخذ ، ص ٢٠٦ . .
[٢] همان مأخذ ، ص ٢١٣ . .
[٣] همان مأخذ ، ص ٣٢٧ . .
[٤] همان مأخذ ، ص ٣٥٣ . .