تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢١٠ - ٥ - مراتب يا تعدد و تنوع عقل
گشته ، حقايق را دور از مغالطه بازىهاى عقول جزيى در يابند .
٢ - اولياء الله كه داراى عقل عقلند ، ساير عقول جزيى را مانند قطار شتر در دنبال خود مى كشانند .
رهبران واقعى آن عقول جزيى ( كه با آشنايى مختصر با مفاهيم معمولى به خود مى بالند ) اولياء ا للهاند .
٣ - اگر بخواهى بدانى كه عقل عقل يعنى چه ؟ مثال مغز و پوست را بياد بياور : عقل عقل همان مغز است كه هدف اصلى از هستى آدمى است ، در صورتى كه عقول جزيى چونان پوست جو بىمقدار است كه همواره معشوق معدهء حيوان است .
٤ - اين عقول جزيى كه هميشه تفرعن و نخوت سرا پاى آن را گرفته و براى ما آدميان مكتبهاى متضاد و متناقض ساخته و سر نوشت فرهنگ بشرى را به بازى گرفته است ، كارى جز سياه كردن كتابهاى و انباشتن مغزها از اصطلاحات پوشالى و كنار كشيدن انسان از جويبار حقايق ندارد . در صورتى كه عقل عقل آفاق هستى را چنان روشن مى سازد كه قدم بر داشتن آدم متفكر در مجهولات طبيعت را شبيه به قدم برداشتن در راه هاى پر از سنگ و كلوخ ناچيز رو به سوى گلزار با صفا مى نمايد .
٥ - گمان مبر كه عقل و جان در همين خرد و روان طبيعى آدمى منحصر مى شود ، اولياء الله عقل و جان بالاترى دارند كه اگر در وضع محقرى كه دارى ، ميخكوب نشوى و با اشتياق صميمانه رهسپار كوى حقيقت شوى ، آن عقل و جان را به دست خواهى آورد .
٥ - مراتب يا تعدد و تنوع عقل .
تا رهد زين عقل پر حرص و طلب صد هزاران عقل بيند بو العجب
بنا به تحقيقاتى كه در موضوع وجدان صورت گرفته است در حدود ٥٠ قيافه با ٥٠ نوع وجدان در درون آدمى تشخيص داده مى شود : مانند - قضاوت ، تشخيص