تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧٨ - تفسير ابيات
اگر از روى هوى و هوس طويله خود را بهواى طويلهء ديگرى رها كند ، فورا آن مربيان و آخورچيان بسراغش رفته او را به طويله خود باز مى گردانند .
مربيان الهى هستند كه مى توانند افسار واقعى افسار گسستگان را به دست آورده و به موقعيت اصلى خود بر گردانند .
ممكن است تو بگويى : من حافظ و مربى در اين طويله گاه نمى بينم . بسيار خوب ، تو حد اقل مى توانى وجدان و اختيارات را مورد توجه قرار بدهى ، آن وجدان و اختيار كه به طور اجبار نيروى آن در درونت بوديعت نهاده شده است .
تو كه مى بينى مصالح و مفاسد را درك و موازنه نموده ، دست و پا مى كنى كه اختيار خويش را به كار ببندى ، بنا بر اين ، چرا ايستاده و معطل چه هستى دست بگشا و از حبس اين عوامل طبيعى به در آى كه تو را در يك طويله و سر يك آخور زندانى كرده است .
تو همان نابينايى كه انكار مربيان و دستورات آنها را تهديدات نفس نام نهادهاى ؟