تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٢ - مسئله دوم - آيا شفاعت با توحيد خالص منافات دارد ؟
« وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه وَما نُنَزِّلُه إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ ١٥ : ٢١ . » [١] ( چيزى در عالم هستى وجود ندارد ، مگر اين كه خزائنش نزد ما است و ما فرو نمى فرستيم آن را مگر به اندازهء مشخص ) .
اگر با نظر سطحى باين دو دسته آيات بنگريم ، مسلما نخواهيم توانست از تناقض بينى نجات پيدا كنيم .
ولى دستهء سوم از آيات چنان تفسير اعجاز آميزى را در بارهء دو اسناد فوق ( اسناد به نظم و علل و اسناد به خدا ) بيان مى كند كه جايى براى ترديد و اضطراب فكرى نمى ماند . باين بيان كه : همهء حقايق و نمودها و علل و معلومات كه در عرصهء هستى بجريان افتاده است داراى دو رويه است .
رويهء ما وراى طبيعى كه مستقيما به خدا مستند است ، رويهء طبيعى كه عبارت از نظم و سلسلهء قوانين جاريه است ، نفوذ رويهء ما وراى طبيعى در رويهء طبيعى چنان است كه نفوذ » من انسانى « در انديشه و اراده و تصميم و ساير پديده هاى روانى . تفسير دو اسناد فوق را آياتى به عهده گرفته است مانند :
« وَهُوَ اَلَّذِي يُرْسِلُ اَلرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِه حَتَّى إِذا أَقَلَّتْ سَحاباً ثِقالًا سُقْناه لِبَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَنْزَلْنا بِه اَلْماءَ فَأَخْرَجْنا بِه مِنْ كُلِّ اَلثَّمَراتِ ٧ : ٥٧ . . . » [٢] ( او است ( خداست ) كه بادها را مانند مژدهاى پيشا پيش رحمتش مى فرستد ، تا اين كه ابرهاى پر باران را با خود حمل كند ، آن گاه به اراضى خشك و مرده سوق مى دهد و به وسيلهء آن ابر ، آب مى فرستيم و از درختان و مزارع هر گونه ميوه را بيرون مى آوريم » .
مسلم است كه باد و ابر و باران و اراضى خشك و ميوه جات ، عين مشيت خدا نيستند ، بلكه جلوه گاه مشيت او هستند و حركت و فعاليت اين جلوه گاه مربوط به رويهء
[١] سوره الحجر ، آيهء ٢١ . .
[٢] سوره الاعراف ، آيهء ٥٧ . .