تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٤
البته هيچ مانعى ندارد كه آيه مورد بحث اشاره به همه اين دعاها بوده باشد، و خداوند به بهترين وجهى همه را اجابت فرمود.
***
و لذا در آيه بعد بلافاصله مىفرمايد: «ما او و خاندانش را از اندوه بزرگ نجات بخشيديم» «وَ نَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ». «١»
اين اندوه بزرگ، كدام اندوه بوده است كه «نوح» عليه السلام را سخت رنج مىداده؟
ممكن است اشاره به سخريههاى قوم كافر و مغرور، و آزارهاى زبانى آنها، و هتاكى و توهين نسبت به او و پيروانش باشد، و يا اشاره به تكذيبهاى پىدرپى اين قوم لجوج.
گاه مىگفتند: وَ ما نَراكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَراذِلُنا: «ما نمىبينيم كسى از تو پيروى كند مگر يك مشت اوباش ما»!. «٢»
و گاه مىگفتند: يا نُوحُ قَدْ جادَلْتَنا فَأَكْثَرْتَ جِدالَنا فَأْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ: «اى نوح! زياد با ما سخن گفتى (و پر حرفى كردى!) اگر راست مىگوئى عذابى را كه وعده مىدهى بياور»!. «٣»
و گاه، چنان كه قرآن مىگويد: وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ: «او مشغول ساختن كشتى بود، و هر زمان گروهى از قومش از كنار او عبور مىكردند وى را مسخره مىنمودند» (مىگفتند اين مرد ديوانه شده است!). «٤»
آن قدر «نوح» عليه السلام اين پيامبر پر حوصله را ناراحت كردند و اسائه ادب نمودند و نسبت جنون به او دادند، كه عرض كرد: رَبِّ انْصُرْنِي بِما كَذَّبُونِ: