تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٩
سخن مىگويد، و چه آنها كه از عذاب دنيوى اقوام گنهكار پيشين، بحث مىكند همه جنبه انذار و تهديد براى مشركان و سركشان و ظالمان دارد، در آيات مورد بحث، همين مسأله را تعقيب كرده، مىگويد: «بگو: من فقط يك انذاركنندهام»! «قُلْ إِنَّما أَنَا مُنْذِرٌ».
درست است كه پيامبر صلى الله عليه و آله بشارت دهنده نيز، مىباشد، و آيات قرآن مجيد به هر دو معنى ناطق است، ولى، چون بشارت براى مؤمنان است، و انذار براى مشركان و مفسدان، و در اينجا روى سخن با گروه اخير است، تنها تكيه بر انذار شده است.
پس از آن مىافزايد: «هيچ معبودى جز خداوند يگانه قهار نيست» «وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ».
تكيه بر قهر او نيز، به همين منظور است، تا كسى به لطف او مغرور نگردد، و از قهر او خود را ايمن نشمرد، و در گرداب كفر و گناه غوطهور نشود.
***
و بلافاصله، به عنوان ذكر دليل براى توحيد الوهيت و عبادت پروردگار، مىافزايد: «او همان كسى است كه پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنها قرار دارد، مىباشد، همان خدائى كه عزيز و غفار است» «رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ».
در حقيقت، در اين آيه، سه وصف از اوصاف خداوند بيان شده كه هر كدام براى اثبات مقصودى است.
نخست، مسأله «ربوبيتِ» او نسبت به تمام عالم هستى است، او مالك همه اين جهان است مالكى كه آنها را تدبير و تربيت مىكند، تنها كسى شايسته «عبوديت» است كه چنين باشد، نه بتهائى كه به مقدار سر سوزن از خود چيزى ندارند.