تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٩
نه از عقل مىكاهد، و نه فساد توليد مىكند.
اين دو تعبير، به طور ضمنى بيان بسيار ظريف و دقيقى است در مورد شرابهاى دنيا و مواد الكلى كه به صورت تدريجى و مخفيانه در وجود انسان نفوذ مىكند، و فساد و تباهى مىآفريند، نه تنها عقل و سلسله اعصاب را به ويرانى مىكشد، كه در تمام دستگاههاى بدن انسان، از قلب گرفته تا عروق، و از معده تا كليهها و كبد، تأثير مخرب غير قابل انكارى دارد، گوئى انسان را «ترور» مىكند و نابود مىسازد.
و نيز عقل و هوش انسان را همانند آب چاه، تدريجاً مىكشد تا آن را خشك و خالى مىكند!
ولى شراب طهور الهى در قيامت، از همه اين صفات خالى است. «١»
***
و سرانجام در ششمين مرحله، به همسران پاك بهشتى اشاره كرده، مىگويد:
«نزد آنها همسرانى است كه جز به شوهران خود عشق نمىورزند، به غير آنان نگاه نمىكنند و چشمان درشت و زيبا دارند» «وَ عِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ عِينٌ».
«طَرْف» در اصل به معنى پلك چشمها است، و از آنجا كه به هنگام نگاه كردن، پلكها به حركت در مىآيند اين كلمه كنايه از نگاهكردن است، بنابراين تعبير به «قاصِراتُ الطَّرْفِ» به معنى زنانى است كه نگاهى كوتاه دارند، و در