تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦
گفتيم كلمه «مَعْلوم» تعبير سربستهاى است براى اين مواهب توصيف ناشدنى.
***
آن گاه به بيان نعمتهاى ديگر پرداخته، و قبل از هر چيز از نعمتهاى بهشتى نام مىبرد، آن هم نعمتهائى كه با نهايت احترام به بهشتيان داده مىشود، مىگويد: «براى آنها ميوههاى رنگارنگ است» «فَواكِهُ».
«و آنها گرامى و مكرمند» «وَ هُمْ مُكْرَمُونَ».
نه همچون حيواناتى كه آذوقه در مقابل آنها مىريزند، بلكه به صورت ميهمانهاى عزيزى با نهايت احترام از آنها پذيرائى مىشود.
***
از نعمت ميوههاى رنگارنگ و احترام و گراميداشت كه بگذريم، سخن از جايگاه آنها به ميان مىآيد، مىفرمايد: «جايگاه آنها در باغهاى سرسبز و پر نعمت بهشت است» «فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ».
هر نعمتى بخواهند، در آنجا هست و هر چه اراده كنند، در برابر آنها حاضر است.
و از آنجا كه يكى از بزرگترين لذات انسان، بهرهگرفتن از مجلس انس با دوستان يك رنگ و باصفا است، در چهارمين مرحله، به اين نعمت اشاره كرده مىگويد: «بهشتيان بر تختها روبروى يكديگر نشستهاند و چشم در چشم هم دارند» «عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ».
از هر درى سخن مىگويند، گاه از گذشته خويش در دنيا، و زمانى، از نعمتهاى عظيم پروردگار در آخرت، گاه، از صفات جمال و جلال خدا سخن مىگويند، و گاه از مقامات اولياء و كرامات آنها، و از مسائل ديگرى كه آگاهى بر آنها براى ما زندانيان اين دنيا قابل درك نيست!