تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧٩
سُبْحانَكَ- سُبْحانَ مَنْ أَهانَكَ، انِّي رَأَيْتُ اللَّهَ قَدْ أَهانَكَ!: «ناسپاسى بر تو باد اى عُزّى! هرگز منزه نيستى، منزه كسى است كه تو را موهون ساخته! من ديدم خداوند تو را موهون ساخته است». «١»
ولى داستان «خالد» كه قاعدتاً بعد از فتح «مكّه» بوده، نمىتواند از قبيل شأن نزول باشد؛ چرا كه تمام سوره «زمر»، «مكّى» است، بنابراين ممكن است از قبيل تطبيق بوده باشد.
***
تفسير:
«خدا» كافى است!
به دنبال تهديدهائى كه خداوند در آيات گذشته نسبت به مشركان بيان فرمود، و وعدههائى كه به پيامبرش داده است، در نخستين آيه مورد بحث، سخن از تهديدهاى كفار به ميان مىآورد، و مىگويد: «آيا خداوند براى نجات و حفظ بندهاش در برابر دشمنان كافى نيست؟ اما آنها تو را به غير او تهديد مىكنند و از غير او مىترسانند» «أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ».
خداوندى كه قدرتش برتر از همه قدرتها است، و از نيازها و مشكلات بندگانش به خوبى آگاه است، و نسبت به آنها نهايت لطف و مرحمت را دارد، چگونه ممكن است بندگان با ايمانش را در برابر طوفان حوادث، و موج عداوت دشمنان تنها بگذارد؟ هنگامى كه او پشتيبان بندهاش باشد:
اگر تيغ عالم بجنبد ز جاى نبرد رگى چون نخواهد خداى!
و هنگامى كه بخواهد كسى را يارى كند:
هزار دشمنم ار مىكنند قصد هلاك گرم تو دوستى، از دشمنان ندارم باك!
چه رسد به بتها كه موجوداتى بىارزش و بىخاصيتند.
گر چه شأن نزول آيه، طبق روايتى كه گفته شد، در مورد تخويف و تهديد به خشم بتها است، ولى، مفهوم آيه چنان وسيع و گسترده است كه، هر نوع تهديد به غير اللَّه را شامل مىشود، و به هر حال، اين آيه نويدى است براى همه پويندگان راه حق، و مؤمنان راستين، مخصوصاً در محيطهائى كه در اقليت قرار دارند، و از هر سو مورد تهديدند.
اين آيه، به آنها دلگرمى و ثبات قدم مىبخشد، روح آنها را سرشار از نشاط و گامهايشان را استوار مىسازد، و اثرات روانى زيانبار تهديدهاى دشمنان را خنثى مىكند، آرى هنگامى كه خدا با ما است، از غير او وحشتى نداريم، و اگر از او بيگانه و جدا شويم همه چيز براى ما وحشتناك است.
در دنباله اين آيه، و آيه بعد، اشاره به مسأله «هدايت» و «ضلالت» و تقسيم مردم به دو گروه «گمراه» و «هدايت يافته» و اين كه: همه اينها از ناحيه خدا است مىكند، تا روشن شود، تمامى بندگان، نيازمند درگاه اويند، و بىخواست او چيزى در عالم رخ نمىدهد، مىفرمايد: «كسى را كه خداوند گمراه كند هيچ هدايت كنندهاى ندارد» «وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ».
***
«و هر كس را خدا هدايت كند، هيچ كس نمىتواند او را گمراه سازد» «وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ».
بديهى است، نه آن ضلالت بىدليل است، و نه اين هدايت بىحساب، بلكه هر يك تداومى است بر خواست خود انسان و تلاش او، آن كس كه در طريق