تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٥
تفسير:
گوشهاى از نعمتهاى بهشتى
در آخرين آيه بحث گذشته، سخن از «عباد اللَّه مخلَصين» به ميان آمد، آيات مورد بحث، مواهب و نعمتهاى بىشمارى را كه خداوند به آنها ارزانى مىدارد بيان مىكند، كه مىتوان آن را در هفت بخش خلاصه كرد:
نخست مىگويد: «براى آنها روزى معلوم و معينى است» «أُولئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَعْلُومٌ».
آيا اين خلاصه همان نعمتهائى است كه در آيات بعد تشريح شده، و بيانگر نعمتهاى آنها است كه در اينجا به صورت سربسته بيان گشته است؟
يا اشاره به نعمتهاى ناشناخته معنوى و غير قابل توصيفى است كه در صدر نعمتهاى بهشتى قرار گرفته؟
جمعى از مفسران، آن را به صورت اول تفسير كردهاند، در حالى كه بعضى ديگر آن را به صورت دوم.
تناسب بحث و جامعيت نعمتها با معنى دوم سازگارتر است، و به اين ترتيب نخستين نعمت از نعمتهاى هفتگانه كه در آيات مورد بحث آمده، مواهب معنوى و لذات روحانى و درك جلوههاى ذات پاك حق، و سرمست شدن از باده طهور عشق او است، همان لذتى كه تا كس نبيند نمىداند.
و اين كه: مواهب مادى بهشت در آيات قرآن به تفصيل آمده، اما مواهب معنوى و لذات روحانى به صورت سربسته بيان شده، به خاطر همين است كه اولى قابل توصيف است و دومى غير قابل توصيف!.
در معنى «رِزْقٌ مَعْلُومٌ» سخنان فراوان ديگرى نيز گفته شده، آيا وقتش معلوم است؟ يا بقاء و دوامش؟ و يا سائر مشخصات آن؟ اما بنابر آنچه در بالا