تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٦
عجيب و دروغين دارند از سوى سوم، شاخ و برگهائى براى اين قصه درست كردهاند كه انسان از آن وحشت مىكند.
يكى گفته: لابد اين ازدواج بدون مقدمه صورت نگرفته؟
ديگرى گفته: لابد خانه «اوريّا» در همسايگى داود بوده!
و بالاخره، براى اين كه چشم داود را به همسر «اوريّا» بيندازند افسانه پرنده را بهم بافته، و سرانجام در مجموع پيامبر بزرگى را به انواع گناهان كبيره شرمآور، متهم ساختهاند، و بىخبران ابله آن را نيز زبان به زبان نقل كردهاند كه اگر ذكر آن در كتب معروف نيامده بود، حتى نقل آن را غلط مىدانستيم.
البته، اين روايت با آنچه در روايت اميرمؤمنان على عليه السلام آمده منافات ندارد، زيرا سخن آن حضرت، اشاره به داستان دروغين معروفى است كه نسبت زنا و مانند آن (نعوذ باللَّه) به اين پيامبر بزرگ مىدهد.
***
توجيهات مفسران
بعضى از مفسران، توجيهات ديگرى براى داستان داود گفتهاند، گر چه با ظاهر آيات سازگار نيست، ولى براى تكميل بحث، اشاره به بعضى از آنها را بىمناسبت نمىدانيم.
از جمله اين كه: حضرت داود ساعات خود را با برنامه منظم تقسيم كرده بودو جز در ساعات خاصى ارباب رجوع را نمىپذيرفت.
روزى دو نفر كه قصد قتل او را داشتند، خواستند نزد او آيند در حالى كه داود در محراب به عبادت پروردگار، مشغول بود، از فرصت استفاده كرده و از محراب او بالا رفتند، هنگامى كه نزد او آمدند، محافظان را در اطراف مشاهده كردند، ترسيدند و فوراً دروغى جعل كرده گفتند: ما دو نفر شاكى هستيم كه براى