تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٢
در مرحله اول مىفرمايد: «بگو من از شما هيچ اجر و پاداشى نمىطلبم» «قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ».
و به اين ترتيب، به بهانههاى بهانهجويان، پايان مىدهد، و روشن مىسازد كه من تنها طالب نجات و سعادت شما هستم، نه پاداش مادى از شما مىخواهم نه معنوى، نه تقدير و نه شكرگزارى، نه مقام و نه حكومت. پاداش من تنها بر خداست، همان گونه كه در آيات ديگرى از قرآن مجيد، از قبيل آيه ٤٧ سوره «سبأ» به آن تصريح شده است «إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ».
اين خود، يكى از دلائل صدق پيامبر صلى الله عليه و آله است؛ چرا كه مدعى دروغين براى مطامعى دعوى خود را مطرح مىكند، و مطامعش از خلال سخنانش به هر صورت، آشكار خواهد شد.
در مرحله دوم، مىگويد: «من از متكلفين نيستم» سخنانم مقرون به دليل و منطق است، و هيچ گونه تكلفى در آن وجود ندارد، عباراتم روشن و سخنانم خالى از هر گونه ابهام و پيچيدگى است «وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ».
در حقيقت، جمله اول از اوصاف دعوتكننده، سخن مىگويد، و جمله دوم از چگونگى دعوت و محتواى آن، و در واقع مصداق «آفتاب آمد دليل آفتاب» است.
***
در مرحله سوم، هدف اصلى اين دعوت بزرگ و نزول اين كتاب آسمانى را بيان كرده مىفرمايد: «اين قرآن فقط وسيله تذكر و بيدارى براى همه جهانيان است» «إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ».
آرى، مهم آنست كه مردم از غفلت به درآيند و به تفكر و انديشه پردازند،
چرا كه، راه، روشن، و نشانههاى آن آشكار است، و در درون جان انسان،