تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٨
خود ما است، به آنها گوشزد كرده كه سرى به تاريخ گذشتگان بزنيد، و ببينيد همين سخن را ديگران گفتند، و به چه مصائب و عذابهائى گرفتار شدند، اين يك جواب تاريخى است.
سپس، در آيه بعد، به يك جواب عقلى، پرداخته، چنين مىگويد: «آيا آنها ندانستند كه خداوند روزى را براى هر كس بخواهد گسترده، يا تنگ، مىسازد»؟! «أَ وَ لَمْيَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ».
چه بسيارند، افراد شايستهاى كه در زندگى، محروم و منزوى هستند، و چه بسيار افراد ضعيف و ناتوانى، كه از هر نظر متنعماند، اگر پيروزىهاى مادى، همگى در سايه تلاش و كوشش خود افراد، و لياقتهاى آنها به دست مىآمد، نبايد شاهد چنين صحنههائى باشيم.
اين خود، مىرساند كه در پشت عالم اسباب، دست نيرومند ديگرى است كه آن را طبق برنامه حسابشدهاى اداره مىكند.
درست است كه انسان بايد در زندگى تلاش و كوشش كند، درست است كه جهاد و كوشش، كليد حل بسيارى از مشكلات است، اما اين اشتباه بزرگى است، كه ما مسبب الاسباب را فراموش كنيم و تنها چشم به اسباب بدوزيم، و مؤثر واقعى را خودمان بدانيم.
يكى از اسرار ناكام ماندن جمعى از آگاهانِ لايق، و كامياب شدن جمعى از جاهلان بىكفايت همين است كه: هشدارى براى همه مردم باشد، تا در عالم اسباب گم نشوند، و تنها بر نيروى شخصى خود تكيه نكنند.
لذا، در پايان آيه، مىافزايد: «در اين، آيات و نشانههائى است براى گروهى كه ايمان مىآورند» «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ».
نشانههائى براى ذات پاك خدا، همان گونه كه اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود: