تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٣
در اين كه اين قوچ بزرگ، چگونه به ابراهيم عليه السلام داده شد، بسيارى معتقدند «جبرئيل» آورد، بعضى، نيز گفتهاند: از دامنه كوههاى «منى» سرازير شد، هر چه بود به فرمان خدا و به اراده او بود.
***
خداوند تنها پيروزى ابراهيم عليه السلام را در اين امتحان بزرگ در آن روز نستود، بلكه خاطره آن را جاويدان ساخت، چنان كه در آيه بعد مىگويد: «ما نام نيك ابراهيم را در امتهاى بعد باقى و برقرار ساختيم» «وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ».
«اسوه» اى شد، براى همه آيندگان، و «قدوه» اى، براى تمام پاكبازان و عاشقان دلداده كوى دوست، و برنامه او را به صورت سنت حج در اعصار و قرون آينده، تا پايان جهان جاودان نموديم او پدر پيامبران بزرگ، پدر امت اسلام و پيامبر اسلام بود.
***
«سلام بر ابراهيم» (آن بنده مخلص و پاكباز باد) «سَلامٌ عَلى إِبْراهِيمَ».
***
آرى، «ما اين گونه نيكوكاران را پاداش مىدهيم» «كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ».
پاداشى به عظمت دنيا، پاداشى جاودان در سراسر زمان، پاداشى درخور سلام و درود خداوند بزرگ!
جالب توجه اين كه: جمله «كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ» يك بار اينجا ذكر شده، و يك بار در چند آيه قبل، اين تكرار حتماً نكتهاى دارد.
ممكن است دليلش اين بوده باشد كه در مرحله اول، خداوند پيروزى ابراهيم عليه السلام را در امتحان بزرگش، تصديق مىكند، و كارنامه قبولى او را امضاء