تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٤
سوره «انبياء» آمده، و در ميان اهل عرفان به ذكر «يونسيه» معروف است: فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ: «او در ميان ظلمتهاى متراكم فرياد زد، كه معبودى جز تو نيست، منزهى تو، من از ظالمان و ستمكاران بودم»!
بر خويشتن ستم كردم، از درگاهت دور افتادم، و به عتاب و سرزنش تو كه جهنم آتش سوزانى براى من است، گرفتار شدم.
اين اعتراف خالصانه، و اين تسبيح توأم با ندامت، كار خود را كرد و همان گونه كه در آيه ٨٨ سوره «انبياء» آمده: فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ: «ما دعاى او را اجابت كرديم و از غم و اندوه نجاتش داديم، و اين گونه مؤمنان را نجات مىدهيم»، خداوند او رامورد بخشش قرار داد.
اكنون ببينيم آيات مورد بحث، در اين زمينه چه مىگويد؟ در يك جمله كوتاه مىگويد: «اگر او از تسبيح كنندگان نبود ...» «فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ».
***
«مسلماً تا روز قيامت، در شكم ماهى باقى مىماند»! «لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ».
و اين زندان موقت، تبديل به يك زندان دائم مىشد، و آن زندان دائم، مبدل به گورستان او مىگشت!
در اين كه آيا ماندن «يونس» عليه السلام در شكم ماهى تا روز رستاخيز (به فرض ترك تسبيح و توبه، به درگاه الهى) به صورت زنده يا مرده مىبود، بعضى از مفسران احتمالاتى ذكر كردهاند:
نخست اين كه: هر دو زنده مىماندند و يونس عليه السلام به صورت يك زندانى تا روز قيامت در شكم ماهى محبوس بود.