تفسير نمونه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١١
«سراء» و «ضراء»، در ناراحتىها و راحتىها، در ناكامىها و كاميابىها همواره به ياد او هستند، و دست به دامن لطف او دارند.
منظور از «ضُرّ» در اينجا هر گونه گزند و زيان و ناراحتى است، خواه جنبه جسمانى داشته باشد، يا روحى.
«خَوَّلْناهُ» از ماده «خَوَل» (بر وزن عمل) به معنى سركشى و مراقبت مداوم از چيزى است، و از آنجا كه چنين توجه خاصى، مستلزم اعطا و بخشش است اين ماده در معنى «بخشيدن» به كار رفته است.
جمعى نيز گفتهاند: از «خول» (بر وزن عمل) كه به معنى خدمتگزار استآمده، بنابراين «خوله» به معنى خدمتگزارانى به او بخشيد مىباشد، و سپس در هر گونه بخشيدن نعمت، به كار رفته است.
بعضى نيز، اين ماده را به معنى «فخر و مباهات» دانستهاند، بنابراين جمله فوق، به معنى مفتخر ساختن كسى از طريق اعطاى نعمتى است. «١»
روى هم رفته اين جمله، علاوه بر مسأله اعطاء و بخشش، توجه و عنايت مخصوص خداوند را نيز منعكس مىكند.
تعبير «مُنِيْباً الَيْهِ» نشان مىدهد كه، انسان در حالات سخت، كه تمام پردههاى غرور و غفلت كنار مىرود، هر چه غير از خدا است، رها كرده و به سوى او باز مىگردد، و در مفهوم «انابه» و بازگشت، اين حقيقت نيز افتاده كه جايگاه اصلى انسان و مبدأ و مقصد او، نيز خدا بوده است.
«أَنْداد» جمع «ند» (بر وزن ضد) به معنى «مثل و مانند» است، با اين تفاوت كه «مثل» مفهوم وسيعى دارد، ولى «ند» تنها به معنى مماثلت در حقيقت و گوهر چيزى است.